و شهيد شد .
( 1 )
به سوى خراسان
امام رضا عليه السلام بيت اللّه الحرام را به سوى خراسان ترك كرد و از هر شهر و ناحيهاى كه عبور مىكرد توسط مسلمين مورد تكريم و تجليل قرار مىگرفت و مردم بسرعت خود را به او رسانده و با بوسيدن دستش تبرّك مىجستند و از او درخواست مىكردند كه نزد آنها بماند تا به او خدمت كنند ، و مسائل دين خود را از او مىپرسيدند و او پاسخ مىداد .
( 2 )
در نيشابور
كاروان امام به طور جدّى بيابان را طى مىكرد و به هيچ چيزى توجه نداشت تا وارد نيشابور شد و در آنجا چنان استقبال مردمى بىنظيرى از او به عمل آمد كه مانند آن در تمام تاريخ ديده نشده بود ، و در صف جلو استقبال كنندگان ، بزرگان علما و فضلا و مردان حديث بودند و از او حديث ذهبى را - كه به زودى آن را ذكر مىكنيم - روايت كردند .
و امام عليه السلام در محلّهء غربى يا فروى ، در خانهء شخصى به نام « پسنده » كه كلمهاى فارسى است و معنايش به عربى « مرضىّ » است كه مراد اين است كه امام عليه السلام از او خشنود بوده و او را پسنديده است غير از مردم ، وارد شد و در آن خانه درخت بادامى كاشت ، پس رشد كرد و درختى شد و در سال ميوه داد . وقتى مردم خبردار شدند ، به وسيلهء آن درخت بادام طلب شفا مىكردند ، و اگر كسى مريض مىشد به آن درخت تبرّك مىجست و به بركت امام بزرگوار بهبود پيدا مىكرد . كسى بعضى از شاخههاى آن را قطع