تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
چسباند و نزد جدّش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله طلب حفاظت براى او كرد و سپس به فرزندش گفت : به تمام وكلا و خدمتكارانم گفته‌ام كه از تو شنوايى داشته باشند و پيرويت كنند . و به اصحابش او را معرفى كرد كه جانشين وى خواهد بود . « 1 » ( 1 )

در خانهء خدا

امام رضا عليه السلام قبل از اينكه به خراسان برود ، به خانهء خدا رفت براى انجام آخرين وداع ، در حالى كه بيشتر خانواده‌اش از جمله فرزندش امام جواد عليه السلام همراه او بودند . وقتى وارد خانهء خدا شد اداء احترام نمود و طواف خانه كرد و در مقام ابراهيم نماز خواند و سعى نمود ، و فرزندش امام جواد عليه السلام هم با او طواف كرد و چون تمام شد در حجر اسماعيل نشست و نشستن او زياد طولانى شد و موفق خادم از او خواست كه بلند شود ، پس او خوددارى كرد و آثار حزن و اندوه در او بود . موفق با عجله به سوى امام رضا عليه السلام آمد و او را از وضع فرزندش با خبر كرد . امام رضا عليه السلام با شتاب به نزد فرزندش آمد و از او خواست برخيزد و او با گريه و آه گفت : اى پدر ، چگونه مىتوانم از جاى برخيزم و حال آنكه تو وداع كردى ، وداعى كه برگشتى براى آن نيست ؟ امام جواد عليه السلام آثار حزن را در صورت پدرش مىديد ، بنا بر اين نتيجه مىگرفت كه پدرش در آخرين روزهاى حيات است به جهت تصادفى كه براى امام رضا عليه السلام اتفاق افتاد . پس امام رضا عليه السلام ديگر به بيت اللّه الحرام برنگشت و به دست مأمون عباسى در طوس مسموم
هامش
( 1 ) الدرّ النظيم .