تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
و عقلايى نيست كه مأمون او را براى بردن امام مأمور كند . « 1 » و مأمون از رئيس گروه تعهد گرفت كه امام را از راه بصره و اهواز و فارس ببرد و اينكه از راه كوفه و قم نبرد « 2 » ، همان گونه كه مأمون به امام رضا عليه السلام نوشت كه از راه جبل و قم نيايد و از راه بصره و اهواز و فارس بيايد . « 3 » دليل اصرار مأمون و نگرانى او بسيار روشن است كه نمىخواست امام از راه كوفه و قم بيايد ، زيرا اين دو شهر ، مركز شيعه بود و ساكنين آن معتقد به امامت حضرت و نسبت به او مطيع بودند و اگر امام از شهر آنها عبور مىكرد مسلّما نسبت به او بسيار اداء احترام مىكردند و او را بزرگ مىداشتند ، و اين مقام او را تقويت مىكرد و دولت عباسى را در خطر قرار مىداد ، اما عبور امام از بصره ضررى براى مأمون نداشت زيرا ساكنين بصره متمايل به عثمان بودند و نسبت به دولت عباسى دوستى نشان مىدادند ، و اين عمل كاشف از نقشهء فريبكارانهء مأمون است كه ادعا مىكرد مىخواهد خود را از خلافت كنار بكشد و آن را به علويان بسپارد . ( 1 )

وداع امام رضا ( ع ) با قبر پيامبر ( ص )

امام رضا عليه السلام چاره‌اى جز اجابت خواستهء مأمون نداشت . پس به سر قبر جدّش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رفت و وداع آخرين را انجام داد زيرا مىدانست كه اين آخرين ديدار اوست . محول سجستانى روايت مىكند كه چون مأمور براى بردن امام رضا عليه السلام به خراسان آمد من در مدينه
هامش
( 1 ) اعيان الشيعة ، ج 4 ، ص 121 . ( 2 ) عيون اخبار الرضا ، ج 4 ، ص 149 . ( 3 ) اعيان الشيعة .