سياست پدران خود بكشد ، پس امام رضا عليه السلام را كه قبلهء آمال امّت اسلامى بود به عنوان وليعهد تعيين كرد .
( 1 ) 3 . بيشتر سپاه مأمون از لشكريان و افسران آن را شيعيان و معتقدين به ولايت و امامت امام رضا عليه السلام تشكيل مىدادند و او به اين وسيله خواست دوستى و اخلاص آنها را نسبت به خود جذب كند .
( 2 ) 4 . يقينا شورش بر ضدّ دولت عباسى شايع شد و در بيشتر مناطق اسلامى گسترش پيدا كرد . شعار شورشيان كه پرچم مخالفت را به اهتزاز در آورده بودند « الرضا من آل محمّد ( ص ) » بود ، يعنى يك شخص مورد رضايت از خاندان پيامبر ( ص ) باشد ، و شورشيان با اين بيعتى كه با امام عليه السلام شد خشنود گشتند . ضمنا مأمون به امام لقب « رضا » را داد تا به اين وسيله احساسات شورشيان را جلب كند ، و آنها با او بيعت كردند و او از دست آنها خلاص شد و خطرى كه دولت او را تهديد مىكرد و پرچم او را درهم مىپيچيد و چهرهء اصلى او را دگرگون مىكرد ، از بين رفت . اين نقشهء مأمون از جمله نقشههاى بىنظير ديپلماتيك در نوع خود بود كه توانست بر حوادثى كه او را محاصره كرده بود چيره شود و دولت خويش را از بزرگترين خطر نابودى نجات دهد .
( 3 ) 5 . با انتخاب امام رضا عليه السلام به عنوان وليعهد ، مأمون توانست به حكومتش جنبهء مذهبى بدهد تا دلالت كند بر اينكه او مانند پدرانش ستمكار نيست و شورش بر ضدّ او غير مشروع است و بر مسلمانان واجب است با آنهايى كه بر ضدّ او شورش مىكنند بجنگند .
( 4 ) 6 . از جمله اهدافى كه مأمون از طريق اين بيعت براى امام به آن رسيد اين بود كه توانست عوامل اصلى شيعه را شناسايى كند و از هويت آنها آگاه شود .
قابل ذكر است كه جاى شيعيان بسيار مخفى و پنهان بود و بعد از بيعت با امام ، امرشان ظاهر شد و اولياى امور توانستند آنها را پيدا كنند .
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 440
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٤٤٠