بوده است :
( 1 ) الف . او با خاندانش عباسيان اختلاف داشت زيرا آنها ميلشان به برادر او امين بود كه مادرش زبيده از خاندان شريف عباسى و از بخشندهترين و سخاوتمندترين زنان بود كه عباسيان از عطاياى بسيار او برخوردار مىشدند ، اما مادر مأمون مراجل يكى از كنيزهاى قصر بود و عباسيان مأمون را به خاطر مادرش تحقير مىكردند . پس خواست با نشان دادن دوستى نسبت به علويان و عقد ولايتعهدى براى امام رضا عليه السلام ، آنها را خوار و ذليل و خشمگين كند .
( 2 ) ب . او خواست با اظهار تشيّع ، سران لشكرش را كه متمايل به اهل بيت عليهم السلام و دوستدار آنها بودند ، خشنود گرداند .
( 3 ) ج . قصد مأمون از نشان دادن اتصال خود به علويان و انتشار فضايل امام على امير المؤمنين عليه السلام جلب عواطف مردمان پاك بود كه قلب و احساساتى آكنده از محبت و دوستى اهل بيت عليهم السلام داشتند . پس او توانست اين را به عنوان يك سلاح در طول جنگ با برادرش امين به كار گيرد .
( 4 ) د . و از دلايل محكمى كه جدّا مأمون را به تظاهر به تشيّع و عقد وليعهدى براى امام رضا عليه السلام واداشت فرونشاندن شورش شيعيان انقلابى بود كه به رهبرى سادات بزرگ از فرزندان موسى بن جعفر عليه السلام در سراسر ممالك اسلامى ادامه داشت و نزديك بود حكومت عباسيان را از بين ببرد ، اما حيلههاى بىنظير مأمون توانست آن را متوقف كند ، و اين در وقتى بود كه امام رضا عليه السلام را به عنوان جانشين خود معرفى كرد زيرا او بزرگ علويان و رهبر بلامنازع آنها بود و افراد زيادى به امامت او معتقد بودند . در نتيجه مأمون توانست با نشان دادن محبت ساختگى نسبت به اهل بيت ، ريشهء انقلاب را بخشكاند و با وليعهد كردن امام رضا عليه السلام و سكه زدن به نام او ، شورش را مهار نمايد .
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 433
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٤٣٣