( 1 ) ه . شايد يكى از دلايل تظاهر مأمون به تشيّع ، شناسايى شيعيان و آگاهى از نام و محل زندگى و مخفيگاه آنها بوده است . قابل ذكر است كه حكام عباسى پيشين قادر به شناسايى نام و مكان آنها نبودند و نيز از فعاليتهاى محرمانهشان خبر نداشتند . پس مأمون با خوبى كردن به علويان و عيب گرفتن از خلفا و ذمّ معاويه و غير ذلك ، مىخواست كه شيعيان را شناسايى كند تا جاسوسان و مأموران وى بتوانند آنها را تعقيب نمايند ، و بعضى اسناد رسمى كه از او صادر شده است اين موضوع را ثابت مىكند .
اينها بعضى از دلايلى است در مورد اينكه چرا مأمون تظاهر به دوستى اهل بيت عليهم السلام مىكرد .
( 2 )
سياست مأمون
مأمون در طول حكومتش سياست معاوية بن هند را دنبال مىكرد .
مورخين متذكر شدهاند كه از او خواسته شد روش ابو بكر و عمر و عثمان و على عليه السلام را در پيش گيرد ، اما او از پذيرش آن خوددارى كرد . در نتيجه او اصرار در سياست معاويه گرگ جاهلى داشت كه اموال مردم را مىگرفت و آن را مطابق اميال خود مصرف مىكرد . مأمون گفت : چارهاى براى من جز پيروى از سياست معاويه نيست . به آن طريقى كه معاويه عمل كرده بود او هم عمل مىكرد . براى مثال ، چون او تصميم مىگرفت كسى را بكشد از طريق سمّ كشنده او را مسموم مىكرد و به زندگيش خاتمه مىداد ، كما اينكه معاويه اين كار را مىكرد و مىگفت : « براى خدا لشكريانى از عسل هستند . » و مكر و خدعه از صفات بارز او بود همان گونه كه در مورد معاويه چنين بود .