كردى و او را كشتى ؟ و گمان كردى كه پنهان كردن آن مرا به آن متمايل مىكند و سينهء مرا تنگ كرده است ؟ به خدا به اين دليل از زندگى خسته شدهام و از دنيا متنفرم . اگر دينم به من اجازه مىداد كه دستم را در دست تو بگذارم تا تو از اين طريق به مرادت برسى اين كار را مىكردم ، لكن خدا مرا بر حذر داشته كه جانم را به خطر بيندازم . كاش مىتوانستى بدون اينكه من جانم را براى تو قربانى كنم مرا بكشى و من خداى متعال را در حالى كه مظلوم كشته شده و آلوده به خون هستم ملاقات كنم و از اين دنيا راحت شوم .
( 1 ) و بدان كه من مردى هستم كه طالب نجات خويش است . و كوشيدم كه خداى عزّ و جل را از خودم خشنود كنم و عملى انجام دهم كه مرا به او نزديك كند . پس چيزى كه مرا به آن نزديك كند نيافتم . پس به قرآن مراجعه كردم كه در آن هدايت و شفاست . سوره به سوره و آيه به آيه را بررسى كردم ، چيزى براى مرد نزديكتر از شهادت در راه رضاى خدا نيافتم .
من دوباره بررسى كردم كه چه نوع جهادى بهتر است و با چه طبقه مردمى . پس دريافتم كه او جلّ و علا مىگويد :
قاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَ لْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً
« 1 » . از خودم پرسيدم چه نوع كفارى مضرترند براى اسلام و به جايگاه من نزديكترند ؟ پس دريافتم كه هيچ كس از تو براى اسلام مضرتر نيست . زيرا كفار كفرشان را نشان مىدهند و مردم امورشان را مىبينند و آنان را مىشناسند و مواظب آنها هستند . تو با نشان دادن اسلام و پنهان كردن كفرت مسلمين را فريب دادى . تو با شك مردم را كشتى و با تهمت آنها را كيفر دادى و مال مردم را به طور غير قانونى گرفتى و صريحا شرب خمر كردى و بيت المال را در راه لهو و لعب به مصرف رساندى و آن را به خوانندگان دادى و مسلمانان را از حقوق خود محروم ساختى . بنا بر اين تو با پذيرفتن اسلام ، آنان
هامش
( 1 ) توبه / 123 .