جواب مأمون
: مأمون اين حديث را رد كرد ، گفت : اين نيز محال است ، براى اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اگر مىدانست اينها افضلترند ، يك بار عمرو بن عاص و بار ديگر اسامة بن زيد را بر اينها فرمانده نمىكرد . و از جمله دلايل كذب اين روايت ، قول على عليه السلام است كه چون پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از دنيا رحلت كرد فرمود : « من به جانشينى او نزديكترم از پيراهنم به تنم ، اما ترسيدم كه مردم به كفر بازگردند . » و قول ديگر او عليه السلام كه فرمود : « چگونه آنها از من بهترند و حال آنكه من قبل از آنها خدا را عبادت مىكردم و بعد از آنها هم عبادت مىكردم . »
با اين دليل ، مأمون حديث را باطل كرد و نشان داد كه حديث جعلى است .
( 1 )
دليل چهارم
يكى ديگر از علما گفت : ابو بكر در خانهء خود را بست و گفت : « آيا كسى هست كه استعفاى مرا بپذيرد و من استعفايم را به او واگذار كنم ؟ » پس على عليه السلام به او گفت : « پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله تو را مقدّم داشته است ، چه كسى مىتواند تو را مؤخّر بدارد ؟ »
پاسخ مأمون :
او اين حديث را رد كرد و گفت : اين حديث باطل است ، زيرا على عليه السلام با ابو بكر بيعت نكرد ، و خودتان روايت كرديد كه آن حضرت تا فاطمه عليها السلام زنده بود بيعت نكرد ، و فاطمه عليها السلام وصيت كرد كه او را شبانه دفن كنند تا آنها به تشييع جنازهاش نيايند .
و راه ديگر اينكه اگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را جانشين كرده بود ، پس چگونه خودش را بر كنار كرد و به انصار گفت : « من راضى هستم كه يكى