تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
جواب مأمون : مأمون معترضانه بحث كرد كه حديث را عليه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جعل كرده‌اند ، او گفت : احاديث زياد است . بناچار يا همهء آنها حق است و يا همهء آنها باطل است ، يا بعضى از آنها حق است و بعضى باطل . اگر همهء آنها حق باشد كلّ آن باطل خواهد بود ، چون بعضى از آنها بعضى ديگر را نقض مىكند ؛ و اگر همهء آنها باطل باشد پس دين باطل خواهد بود و شريعت اسلام از بين خواهد رفت . چون اين دو روش باطل است پس طريق سوم ثابت مىشود كه بناچار بعضى از آنها حق است و بعضى باطل . پس اگر چنين باشد ، بايد دليلى داشته باشيم بر درستى آن تا به آن معتقد شويم ، و خلاف آن را رد كنيم . بنا بر اين اگر دليل خبر بنفسه حق باشد لازم است به آن معتقد باشيم و آن را اجرا كنيم . و اين روايت تو از اخبارى است كه دلايل آن خود به خود باطل است ، به خاطر اينكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حكيم‌ترين حكماست و شايسته‌ترين خلق به صداقت است و دورترين كس در امر به محال است و اينكه بر مردم خلاف دين را حمل كند . و آن اينچنين است كه اين دو نفر يا از هر جهت متفق هستند و در عدد و صفت و صورت و جسم يكى هستند ، و اين محال است ، و يا اينكه اين دو به يك معنى هستند از هر جهت . و اگر اين دو با هم مختلف‌اند چگونه اقتدا به هر دو جايز است ، و اين تكليف به ما لا يطاق است . براى اينكه اگر به يكى اقتدا كنى با ديگرى مخالفت نموده‌اى . و دليل اين اختلاف آن است كه ابا بكر اهل ردّه را اسير گرفت و عمر آنها را آزاد كرد ، و عمر اشاره كرد به كشتن خالد براى اينكه مالك بن نويره را كشته بود و ابو بكر اين كار را نكرد ، و عمر دو متعه را حرام كرد و ابو بكر اين كار را نكرد ، و عمر ديوان عطايا تأسيس كرد و ابو بكر اين كار را نكرد ، و ابو بكر خليفه تعيين كرد و عمر اين كار را نكرد ، و براى اين امور نظاير زيادى است . . .