سخّر اللّه للامين مطايا * لم تسخّر لصاحب المحراب
فاذا ما ركابه سرن بحرا * سار فى الماء راكبا ليث غاب
اسدا باسطا ذراعيه يعدو * اهرت الشّدق كالح الانياب
لا يعانيه باللّجام و لا السّ * وط و لا غمز رجله فى الرّكاب
عجب النّاس اذ رأوك على صو * رة ليث يمرّ مرّ السّحاب
سجّوا اذ رأوك سرت عليه * كيف لو ابصروك فوق العقاب
ذات زور و منسر و جناحي * ن تشف العباب بعد العباب
تسبق الطّير فى السماء اذ ما * استعجلوها بجيئة و ذهاب
بارك اللّه للامين و ابقا * ه له رداء الشّباب
ملك تقصر المدائح عنه * هاشمى موفّق للصّواب
خدا براى امين مركبى را فراهم كرد كه براى صاحب محراب فراهم نبود ( يعنى سليمان بن داوود ) .
وقتى سوارانش در خشكى سفر مىكنند او در آب سوار يك شير جنگلى سفر مىكند .
شيرى بازوانش را دراز مىكند ، مىدود با دهان باز و دندانش را نشان مىدهد .
او نه رنج عنان و شلاق را تحمل مىكند و نه جايى براى پاى در ركاب دارد .
مردم تعجب مىكنند وقتى مىبينند كه تو سوار شير تخيلى شدهاى و مانند ابر مىگذرى .
آنها آرام مىشوند وقتى مىبينند تو سوار آن هستى ، پس چگونه خواهد بود وضع آنها وقتى ببينند تو سوار عقاب شدهاى ؟
با سينه و سر و بال امواج را مىشكافد و به جلو مىرود پرندگان در آسمان در آمد و شد هستند وقتى آنها عجله دارند .
خدا به امين بركت بدهد و براى او نيروى جوانى را حفظ كند .
پادشاهى است كه تمجيد از او كم مىآيد و يك هاشمى خوشبخت است .