مشغول به پسران كم سن و سال و رقص زنان كرده بود . « 1 »
( 1 )
2 . كراهت از علم
از صفات ديگر امين بغض وى به علم و كراهتش نسبت به علما بود . او بىسواد بود ، نه مىخواند و نه مىنوشت . « 2 »
وقتى چنين صفاتى را داشت ، چگونه هارون الرشيد او را زمامدار مسلمانان و حاكم بر بزرگترين امپراتورى عالم نمود ؟ هرآينه خلافت را براى پاسخ به عواطف زبيده خاتون و ديگر سران بنى عباس كه ميلشان با امين بود به او واگذار كرد .
( 2 )
3 . ضعف رأى
امين از عقل سليمى برخوردار نبود و تجربهاى نداشت و روزگار او را پاك نكرده بود . به او مملكتى وسيع داده شده بود در حالى كه از هيچ چيز بدرستى سر در نمىآورد . مسعودى در توصيف او مىگويد : « رفتارش زشت و عقلش سخيف بود . پيرو هوى و هوس بود و كارها را مهمل مىگذاشت . در كارهاى خطير بر ديگرى اعتماد مىكرد و كسانى مورد وثوق او بودند كه با او صميمى نبودند . » « 3 »
كتبى در توصيف او مىگويد : « كارهاى زشت برايش آسان بود . از هواى نفس پيروى مىكرد و به عواقب آن نمىنگريست . او از بخيلترين
هامش
( 1 ) تاريخ الخلفاء سيوطى ، ص 134 .
( 2 ) السلوك لمعرفة دول الملوك مقريزى ، ج 1 ، ص 16 .
( 3 ) التنبيه و الاشراف ، ص 302 .