يشكون مجهدة باص * وات ضعاف عاليه
يرجون رفدك كى يروا * مما لقوه العافيه
و مصيبات الجوع اذ * تمسى و تصبح طاويه
من للبطون الجائعا * ت و للجسوم العاريه
القيت اخبارا الي * ك من الرّعيّة شافيه « 1 »
چه كسى از جانب من پند و نصايح پىدرپى را به امام مىرساند ؟
من مىبينم كه قيمت همه چيز بالاست ( گران است ) و مىبينم كه درآمد كافى نيست و احتياجات زياد است .
و مىبينم غصههاى زمان مىآيد و مىرود .
و مىبينم كه يتيمان در خانههاى بد و خالى هستند .
آنها ، از زن و مرد ، اميدوارند و آرزوى تو را دارند .
آنها به تو از سختى كار با ضعف و صداى بلند شكايت مىكنند .
آنها به كمك تو اميدوارند از آنچه كه با آن روبهرو هستند تا شايد عافيت پيدا كنند .
و بدبختى گرسنگى در شب و صبح وارد مىشود .
چه كسى گرسنگى شكم و برهنگى جسم را بر طرف مىكند ؟
من اخبار قاطع رعيت را به تو گزارش دادم .
( 1 ) اين اشعار حاكى از اوضاع اجتماعى زمان ابى العتاهيه است . ميليونها مسلمان با بدنهاى برهنه و شكمهاى گرسنه بسر مىبردند در زمانى كه در خزاين ملوك بنى عباس ميليونها دينار از اموال مسلمين وجود داشت مگر اينكه آنها آن را در مصالح مردم خرج نمىكردند و براى شهوت و آنچه كه در مفاسد زندگى عامه بود خرج مىكردند .
حالا اجازه دهيد اشعارى كه بشار در آن يزيد بن مهلب ، عامل منصور
هامش
( 1 ) حياة الامام محمد الباقر ( ع ) .