حكومت آنها در واقع ادامهء حكومت بنى اميه بود بلكه در بيشتر اوقات سختتر و بدتر از حكام اموى عمل مىكردند .
( 1 )
مدح و عزادارى دعبل براى علويين :
دعبل ادب و فكرش را براى علويين كه بشر را به عدالت اجتماعى در اسلام فرا مىخوانند و خالصانه به منظور اعلان حقوق بشر مىكوشند و همچنين براى نجات فقرا و محرومين از ظلم و جنايت حكام اموى و عباسى به كار گرفته و اين نمونهاى است از آنچه كه در مدح و سوگوارى آنها گفته است :
مدح او در بارهء امام امير المؤمنين عليه السلام :
الّا انه طهر زكى مطهّر * سريع الى الخيرات و البركات
غلاما و كهلا خير كهل و يافع * و ابسطهم كفا الى الكربات
و اشجعهم قلبا و اصدقهم اخا * و اعظمهم فى المجد و القربات
اخو المصطفى بل صهره و وصيّه * من القوم و السّتّار للعورات
كهارون من موسى على رغم معشر * سفال لئام شقق الشّرات
فقال الا من كنت مولاه منكم * فهذا له مولى بعيد وفاتى
اخى و وصيّى و ابن عمّى و وارثى * و قاضى ديونى من جميع عداتى
در واقع او پاك و عفيف و مطهّر بود و براى كار خير و بركات سريع بود .
جوان و ميانسال بهترين ميانسال و جوانمرد ، و عالىترين آنها در كمك كردن در زمان تنگدستى .
شجاعترين آنها در قلب ، صادقترين آنها در برادرى و بزرگترين آنها در شكوه و خويشاوندى .
برادر مصطفى بلكه داماد و وصى او در ميان مردم و پوشانندهء عيبها .
نسبت او به وى مانند هارون نسبت به موسى است على رغم مردم پست و