38 . قول خداى متعال :
قالَ اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ
« 1 » .
( 1 ) امام رضا عليه السلام به اين آيهء شريفه استشهاد فرمود در پاسخ مردى كه به آن حضرت گفت : خدا كارت را اصلاح كند ، چگونه وارث مسلّم مأمون شدى ؟
امام رضا عليه السلام پذيرش ولايتعهدى از جانب مأمون را رد كرد ، فرمود : كدام يك برترند ، نبى يا وصى ؟
آن مرد گفت : نبى .
امام پرسيد : كدام افضلترند ، مسلمان يا مشرك ؟
مرد جواب داد : بلكه مسلمان .
امام عليه السلام با حجّت قاطعه ثابت كرد و فرمود : عزيز مصر مشرك بود و يوسف پيامبر بود ، و مأمون مسلمان است و من وصى هستم . و يوسف از عزيز مصر خواست كه او را والى گرداند ، حتى گفت : « مرا خزانهدار زمين كن ، كه من حافظ و دانا هستم » ، و مأمون مرا به اين كار مجبور كرد .
و امام قول خداى متعال را كه مىفرمايد :
حَفِيظٌ عَلِيمٌ
تفسير كرد به اينكه يوسف حافظ بود بر آنچه كه در دستش بود و عالم به تمام زبانها بود . « 2 »
39 . قول خداى متعال :
قالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ فَأَسَرَّها يُوسُفُ فِي نَفْسِهِ وَ لَمْ يُبْدِها لَهُمْ
« 3 » .
( 2 ) امام رضا عليه السلام در تفسير اين آيهء كريمه فرمود : براى اسحاق پيامبر كمربندى بود كه از پيامبران و بزرگان به او به ارث رسيده بود و آن كمربند نزد عمّهء يوسف بود و يوسف هم نزد او بود . و عمّهء يوسف او را بسيار دوست داشت ، پدرش به او پيغام داد كه يوسف را براى من بفرست و من او را
هامش
( 1 ) يوسف / 55 .
( 2 ) الميزان ، ج 11 ، ص 207 .
( 3 ) يوسف / 77 .