عجز و تقصير مىكنند . و چگونه او را وصف كنند يا پى به كنه او ببرند يا چيزى از امر او را بفهمند ، يا چگونه مىتوانند كسى را پيدا كنند كه به جاى او قرار بگيرد و از او بىنياز باشد ؟ نه ، چگونه ممكن است ؟ و حال آنكه نسبت او و وصف كنندگان همچون ستارهها و دست مردم است .
( 1 ) جايگاه عقل در اين امور كجاست ؟ كجا مىتواند كسى مانند آن را بيابد ؟
آيا شما فكر مىكنيد كه مىشود جاى ديگرى آن را پيدا كرد جز در آل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ؟ به خدا آنها به خودشان دروغ گفتند . آنها به خودشان يك چيز غير ممكن را وعده دادند . آنها از قلهء مشكل خطرناكى بالا رفتند و پايشان لغزيد و سقوط كردند . »
اين قسمت از سخنان امام رضا عليه السلام دلالت مىكند بر اهميت امام و اينكه او سايهء خدا در روى زمين است و تمام مصالح امّت و اهداف آنها بر محور او دور مىزند همانگونه كه اقامهء حدود و حفظ مرزها و حلال كردن حلالها و تحريم حرامها و تطبيق احكام خداى متعال كه به زندگى عموم مردم مربوط است و به آن مسلمانان زندگى مىكنند . مسلّما اين اهداف اصلى و ايدهآل ممكن نيست به هيچ وجه در صحنهء حيات تحقق پيدا كند مگر توسط ائمهء هدى عليهم السلام كه سران ظلم و ستم آنها را از مراكزى كه خداى متعال براى آنان تعيين كرده بود دور كردند . از اين رو امّت متحمل انواع ظلم و جور گرديد .
( 2 ) امام عليه السلام به سخنانش دربارهء تمجيد امامان اهل بيت عليهم السلام به مخالفت با حكام ستمگر و انتقاد از كسانى كه آنها را تعيين كردند ادامه داد . او عليه السلام فرمود :
« آنها خواستند امام را با افكار متزلزل و ناقص خود و با عقايد گمراهشان تعيين كنند حال آنكه براى آنها جز دورى از مقصد چيزى در پى نداشت . خدا آنها را بكشد كه چگونه از او روى گرداندند . مطمئنا آنها مشكل سختى در
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 436
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٤٣٦