أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً
« 1 » . ( 1 ) و امر امامت از اتمام دين است . او صلّى اللّه عليه و آله از دنيا نرفت تا اصول دين مردم را برايشان بيان كرد و راه را به ايشان نشان داد ، و ترك كرد آنها را در حالى كه راه حق را به آنها نشان داد و على عليه السلام را به عنوان امام براى آنان برگزيد و هر چيزى را كه امّت به آن احتياج داشت فروگذار نكرد مگر آنكه آن را بيان نمود . پس هر كه گمان كند كه خداى عز و جل دينش را تكميل نكرده است كتاب خداى عز و جل را رد كرده است و هر كه كتاب خدا را رد كند كافر است . »
اين مقطع حاكى از اهميت زياد امامت نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است كه اين از مهمترين عوامل رسالت جاويدان اوست و به وسيلهء آن دين كامل مىشود و نعمت تمام مىگردد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى اين منصب مهم برادرش و دروازهء شهر علمش امام امير المؤمنين سلام اللّه عليه را برگزيد و او را خليفهء بعد از خود قرار داد و مسلمانان را در غدير خم به بيعت با او مأمور كرد و با اين كار راه را براى امتش روشن ساخت و به عبارت ديگر ، امور جامعهء بعد از خود را به هرج و مرج وانگذاشت . ( 2 ) حالا اجازه بدهيد كه قسمت ديگرى از سخنان امام رضا عليه السلام را دربارهء اهميت امامت بشنويم :
« آيا آنها ارزش امامت و موقعيت آن را در بين امّت مىشناسند كه انتخابشان در اين موضوع مجاز باشد ؟ يقينا امامت ارزشش برتر و شأنش بزرگتر و مكانش بالاتر و از همه طرف نفوذ نفوذناپذيرتر و عميقتر از آن است كه مردم به عقلشان يا به رأيشان به آن برسند يا امام را به اختيار خودشان تعيين كنند . در حقيقت امامت است كه خداى متعال آن را به ابراهيم خليل عليه السلام بعد از نبوت اختصاص داد و خلّت در مرتبهء سوم بود ، و برترى
هامش
( 1 ) مائده / 3 .