سپس افزود : خدا فرمود : اى پسر آدم ، من به انجام كارهاى خوب از تو به خودت سزاوارترم و تو به عصيانت نسبت به من اولايى ، با آن قدرتى كه من به تو دادم و تو گناه و نافرمانى مرا نمودى . « 1 »
خداى متعال به بندگانش ارادهء كامل عطا كرده است و آنها با ارادهء خالص خودشان پيروى مىكنند يا گناه مىنمايند و بر هيچ چيزى مجبور نيستند .
نمونهء ديگرى از آنچه كه نقل شده از امام رضا عليه السلام دربارهء ابطال جبر و اختيار ، حديثى است كه به وسيلهء سليمان بن جعفر جعفرى روايت شده كه گفت : نزد امام رضا عليه السلام ذكر جبر و تفويض شد ، فرمود : مىخواهيد من اصلى دربارهء اين موضوع به شما بدهم كه در آن اختلاف نكنيد و با هيچ كس در اين باره به مخاصمه نپردازيد مگر اينكه او را محكوم كنيد ؟
اصحاب امام پاسخ دادند : بله .
( 1 ) امام عليه السلام فرمود : مسلّما خداى متعال به اكراه اطاعت نمىشود و با غلبه نافرمانى نمىشود و بندگانش را در مملكتش مهمل رها نكرده است . او مالك است همانگونه كه آنها را مالك كرده و قادر است بر آنچه كه آنها را قدرت بر آن داده است . اگر بندگان از فرمان او پيروى كردند او آن را رد نمىكند و مانعشان نمىشود . و اگر آنها او را نافرمانى كردند و او خواست بين آنها حائل شود ، مىشود و اگر حايل نشد و آنها عصيان كردند ، پس اين نيست كه خدا آنها را وادار به ارتكاب آن كرده باشد .
پس از اين دليل قاطع ، امام عليه السلام به اصحابش فرمود : كسى كه حدّ اين كلام را حفظ نمايد مىتواند با مخالف خود مخاصمه و از خود دفاع كند . « 2 »
امام در طول صحبتش با على بن اسباط دربارهء استطاعت انسان بر اين
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 157 .
( 2 ) عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 144 .