( 1 ) خدا خودش را به صفت علم توصيف كرد اما نه علمى كه از چيزى حادث شده باشد يا علمى كه ممكن است به او كمك نمايد در راهنمايى آنچه او مىخواهد در آينده مقدّر كند يا در طرح آنچه مىخواهد از مخلوقاتش در حال حاضر به وجود بياورد يا در از بين بردن آنچه از مخلوقاتش در گذشته بوده يا علمى كه اگر در دسترس نباشد و از او پنهان باشد جاهل و ضعيف خواهد بود ، همان طورى كه ما علماى خلق را مىبينيم و آنها را عالم مىناميم به دليل علمى كه كسب كردهاند كه از آن جاهل بودند و چه بسا علم به اشياء از آنها جدا شود و به جهل خود بازگردند ، و خدا كه عالم ناميده مىشود از هيچ چيز در هيچ زمان جاهل نيست . بنابراين نام عالم براى مخلوق و خالق يكى است و همانطور كه ديدى اختلاف در معنى آن است .
پروردگار ما سميع ناميده شده است نه از اين جهت كه مجراى گوش دارد و از طريق آن صداها را مىشنود . به هر حال خدا خودش به ما خبر مىدهد كه هيچ صدايى در جهان از او پنهان نيست و هيچ محدوديتى در راستاى صدا براى او نيست آنگونه كه در مورد شنيدن ما هست . از اينرو شنيدن بين خدا و بشر مشترك است و در معنى كاملا فرق دارد .
( 2 ) همچنين ديدن او نه از طريق چشم است . از طرف ديگر در مورد ما ، ما با آلت چشم مىبينيم و به گونهء ديگرى براى ما منتفع نيست ، لكن خداى متعال بصير است به طورى كه ممكن نيست شخصى از ديد او مخفى باشد و هيچ چيز از ديد او مخفى نيست . اينجا نيز اسم با هم مشترك است و در معنى كاملا فرق دارد .
خدا قائم است ، نه به آن معنى كه روى ساق پا ايستاده است و زانوهايش او را حفظ مىكند مانند ديگران ، لكن او قائم است و خبر مىدهد كه او حافظ است درست مانند اينكه كسى مىگويد كه فلانى قائم به امر ماست . و خدا قائم به هر نفسى است به آنچه كه او به دست آورده است . و نيز قائم در زبان مردم
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 422
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٤٢٢