كرد كه حسين بن على عليه السلام فرمود : مهاجرين و انصار اطراف پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله جمع شدند و به او گفتند : « يا رسول اللّه ، تو حق دارى كه براى خودت و نمايندگانى كه به نزدت مىآيند خرج كنى . اين اموال ماست ، با خون ما در اختيار تو . خدا به تو جزا و پاداش دهد . به هركس مىخواهى بده و آنچه مىخواهى نگهدار ، بدون هيچ اعتراضى . » پس خداى متعال جبرئيل امين را فرستاد و گفت : « اى محمد ، بگو من مزدى از شما نمىخواهم مگر دوستى نزديكانم . » يعنى نزديكان مرا بعد از من دوست بداريد . همه خارج شدند ، منافقين گفتند : « پيامبر خدا قبول نكرد آنچه را ما پيشنهاد كرديم زيرا او مىخواست دوستى منسوبينش را بعد از خودش به ما تحميل كند . و اين چيزى است كه او در جلسهاش جعل كرده است . » لذا خداى عزّ و جل اين آيه را نازل فرمود :
أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئاً هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِيضُونَ فِيهِ كَفى بِهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
« 1 » . ( 1 ) در نتيجه پيامبر ( ص ) آنان را احضار نمود و پرسيد : « آيا اتفاقى افتاده است ؟ » آنها پاسخ دادند : « آرى به خدا ، يا رسول اللّه . بعضى از ما كلمات بدى گفتند و ما از آنها متنفريم . » پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله اين آيه را براى آنها خواند . آنان گريستند و گريستنشان سخت شد و خداى تبارك و تعالى اين آيه را نازل كرد :
وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ وَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ
« 2 » ( و اوست آن كه قبول مىكند توبه را از بندگانش ، و از گناهان آنان در مىگذرد و مىداند آنچه را كه انجام مىدهيد ) . اين دليل ششم .
( 2 ) و اما آيهء هفتم ، پس اين قول خداى متعال است كه مىفرمايد :
إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً
« 3 » ( خدا و
هامش
( 1 ) احقاف / 8 .
( 2 ) شورى / 25 .
( 3 ) احزاب / 56 .