فاطمه و حسن و حسين اشاره شده است .
( 1 ) جاثليق و رأس الجالوت دانستند كه امام داناى به تورات و كتاب مقدس است و اينكه او علم به همهء مسائلى دارد كه در هر دو كتاب ذكر شده است .
بنابراين خواستند راهى براى رهايى از اين بحث امام پيدا كنند . آنها شك كردند در پيامبرى محمد صلّى اللّه عليه و آله و اينكه موسى و عيسى خبر آمدنش را داده باشند . پس گفتند : موسى و عيسى خبر خوبى از او دادند امّا ما قطع نداريم كه او اين محمد است . براى ما جايز نيست تصديق كنيم پيامبرى او را به دليل نام محمد . ما شك داريم كه آيا او محمد شماست يا كس ديگرى غير از او .
امام خطاى مبهم آنها را رد كرد ، فرمود : شما شك را مانند بحث در نظر گرفتهايد . آيا خدا در ميان فرزندان آدم پيامبرى كه نامش محمد باشد غير از اين محمد تعيين كرده است ؟ آيا شما او را در كتابهايى كه خدا براى همهء پيامبران نازل كرده است يافتهايد ؟
آنها از پاسخ خوددارى كردند و خطاى مبهمى براى الصاق بر آن نيافتند .
آنها با سرسختى اصرار در انكار داشتند ، مىگفتند : براى ما مجاز نيست جلو شما اقرار كنيم كه محمد همان محمد شماست . اگر ما محمد را تصديق كنيم و وصىاش و دخترش و دو فرزندش را طبق آنچه تو تذكر دادى ، پس ناخواسته ما را به پذيرش اسلام واداشتهاى .
( 2 ) امام افزود : اما دربارهء تو اى جاثليق ، تو در پناه خدا و رسولش سالمى .
هيچ عمل بدى از ما نسبت به تو صادر نمىشود .
جاثليق پاسخ داد : چون تو به من اين اطمينان را دادى ، نام او محمد است و نام وصىاش على است و اين دختر كه نامش فاطمه است و اين دو نوه كه نامشان حسن و حسين است ، در تورات و انجيل و زبور داوود آمده است .
امام پرسيد : اين راستگويى و عدالت است ؟
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 161
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص١٦١