راجع به سنّت پيامبر و علامت امامت ، و چون ممكن نيست جواب آن را از احدى به غير از ما اهل بيت بشنويد ، بنابراين بياييد و از من بپرسيد .
( 1 ) عمرو بن هداب عجله كرد و پرسيد : محمد بن فضل هاشمى به ما گفت كه تو تمام آنچه را كه خدا نازل كرده است و نيز همهء زبانها و لغات را مىدانى .
امام رضا عليه السّلام گفتهء محمد بن فضل را دربارهء خود تصديق كرد و فرمود : محمد بن فضل راستگوست . من اينها را به او گفتهام .
عمرو دوباره عجله كرد و گفت : من اول از همه مىخواهم تو را دربارهء زبانها و لغات امتحان كنم . اين يك رومى است و اين يك هندى است و اين يك فارس است و اين يك ترك است . ما آنها را به نزد تو آوردهايم .
امام عليه السّلام فرمود : بگذار آنها بگويند هر چه را كه مايلند . من به هر يك از آنها با زبان خودشان پاسخ خواهم داد اگر خدا بخواهد .
غير عربها در مقابل امام ايستادند و از او سؤالاتى كردند و حضرت پاسخ آنها را با زبان خودشان داد كه تحسين همگان را برانگيخت . سپس امام به سوى عمرو رو كرد و فرمود : آيا باور مىكنى اگر من به تو بگويم كه اين روزها با كشتن يكى از خويشانت آزمايش مىشوى ؟
پاسخ بود : نه ، زيرا كسى جز خداى تبارك و تعالى از غيب آگاهى ندارد .
امام بيان عمرو را رد كرد و گفت : آيا خداى تبارك و تعالى نمىفرمايد :
« داناى غيب است و كسى را بر غيب خود آگاه نكند مگر پيامبرى را كه از او خشنود باشد » « 1 » ؟ پس خدا از پيامبرش خشنود است و ما نيز وارث پيامبريم كه خدا آنچه از اسرارش را كه مىخواسته به او اطلاع داده است و او نيز به ما اطلاع داده آنچه را كه تا روز رستاخيز خواهد بود . اى ابن هداب ، آنچه من دربارهء تو گفتم پنج روز ديگر اتفاق خواهد افتاد و آن وقت تو خواهى دانست
هامش
( 1 ) جن / 26 و 27 .