رسيد ، به گرمى مورد استقبال قرار گرفت و در خانهء حفص بن عمير يشكرى منزل كرد . علما و فقها اطراف او را گرفتند و از امام سؤالهاى مختلف كردند و آن حضرت به پرسشهايشان پاسخ داد . سپس حضرت جلسهاى تشكيل داد و علماى يهود و نصارى را دعوت كرد . در مناظرهاى كه بين آنها درگرفت ، امام بر ايشان غلبه نمود . سپس امام رو كرد به كسانى كه در جلسه حاضر بودند و از آنها پرسيد : اى مردم ، آيا منصفتر از همه آن كسى نيست كه استدلالش مخالف با دينش ، كتابش و قانونش باشد ؟
همه پاسخ دادند : چرا .
امام فرمود : بدانيد كه پيشوايى بعد از محمّد صلّى اللّه عليه و آله نيست مگر آن كسى كه انجام بدهد آنچه را كه او انجام مىداد وقتى فرمان به او مىرسيد ، و هيچ كس شايستهء امامت نيست مگر آن كسى كه بتواند با دليل براى جامعه امامت را اثبات كند .
( 1 ) يك عالم يهودى از امام عليه السّلام پرسيد : دليل براى امامت چيست ؟
فرمود : امام بايد از تورات و انجيل و زبور داوود و قرآن كريم آگاه باشد تا بتواند با اهل تورات با تورات و با اهل انجيل با انجيل و با اهل قرآن از طريق قرآنشان بحث كند . امام بايستى همهء زبانها را بداند تا هر زبانى برايش واضح باشد و بتواند با هر كسى با زبان خودش مناظره كند . علاوه بر اين صفات ، او بايستى خدا ترس ، عارى از هر ناپاكى ، مبرّا از هر عيب ، عادل ، منصف ، عاقل ، با محبّت ، مهربان ، با گذشت ، دلسوز ، راستگو ، رحيم ، شفيق ، شريف و قابل اعتماد باشد . « 1 »
امام رضا عليه السّلام با بعضى از مخالفان امامت و همراهان و طرفدارانشان به مناظره نشست و خطاهاى مبهم آنها را رد كرد . از اين رو
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 23 .