بروند و شعارى بر ضدّ خبر سندى بن شاهك بدهند . در نتيجه آنها با صداى بلند فرياد زدند : بياييد و در تشييع جنازهء پاك فرزند پاك ، موسى بن جعفر حاضر شويد ! ( 1 ) مردم از هر جايى آمدند و بدن موسى بن جعفر امام مسلمين و مولاى پرهيزكاران و عبادت كنندگان را تشييع كردند . شيعيان سينه زنان و اشكريزان جنازه را دنبال كردند . از جمله زنانشان شيون كنان براى امام گريه مىكردند .
دستههاى تشييعكننده در خيابانهاى بغداد قدم مىزدند و نوحهخوانان سرودهاى مصيبت و محنت سر داده بودند . بعضى از مردم تقاضا كردند بخور پيشاپيش پيكر مقدّس امام حمل كنند . آنها او را بردند به محلى از بازار كه بعد از آن به « سوق الرياحين » ( بازار عطرفروشان ) معروف شد و به احترام امام در آن محل جايى را ساختند تا مبادا مردم با پا آنجا را لگدمال كنند . « 1 » سپس به شاعرى الهام شد و او امام را با اين اشعار شگفتانگيز ستود :
من قبلا به آن كسى كه عهدهدار شستن او بود گفتم كه چرا اطاعت او را نكردى و جزو افراد صادق به او نبودى ؟
آبت را به كنارى بگير و سپس او را با آب چشمهاى عزيزى كه در ماتمش مىگريند غسل بده .
عطرت را براى حنوط بردار و كنار بگذار و او را با ستايش عطرآگين كن .
دستور بده ملائكهء مقرّب او را حمل كنند . نمىبينى كه آنها در كار او هستند ؟
آنهايى كه او را حمل كردند خسته نشدند ، چون فرشتگان كه سخت دوستش داشتند او را حمل كردند . « 2 »
مردم در سكوتى حزنآلود به محلهء « باب التين » رسيدند . آنها وارد
هامش
( 1 ) الانوار البهيه ، ص 99 .
( 2 ) الاتحاف بحبّ الاشراف ، ص 57 .