دستور داده بود اعلام كنند كه : اين موسى بن جعفر است ؛ كسى كه رافضىها ( شيعيان ) ادعا مىكنند آخرين امام ( قائم ) است كه نخواهد مرد . بنابراين بياييد و به او نگاه كنيد . « 1 »
جلادانى كه برده و خبيث بودند در خيابانهاى بغداد راه افتادند و اين خبر دردناك را با صداى بلند اعلام كردند .
( 1 )
سليمان امام را به خاك مىسپارد
سليمان بالاى قصرش در تكريس بود ، ديد مأموران و بعضى گروههاى نظامى در خيابان قدم مىزنند در حالى كه مردم ناراحتاند و مىترسند . از اين منظره ترسيد . برگشت به سوى فرزندانش و به آنها گفت : چه خبر است ؟
پاسخ دادند : اين سندى بن شاهك است كه مرگ موسى بن جعفر را اعلام مىكند .
آنها دربارهء خبر ترسناك سندى بن شاهك به او گفتند و او ترسيد اختلافى رخ دهد كه موقعيت به نتيجهء ناپسندى تبديل شود . بنابراين خطاب به پسرانش فرياد زد : شما و فرزندانتان برويد پايين و موسى را از دست آنها بگيريد و اگر خواستند جلوگيرى كنند ، آنها را بزنيد و لباسهايشان را پاره كنيد .
فرزندان سليمان با پسران و محافظانشان به سوى مأموران رفتند و پيكر پاك امام كاظم عليه السّلام را از آنها گرفتند . مأموران در برابر سليمان مقاومت نكردند ، چون سليمان عموى خليفه و شريفترين شخص در خاندان عباسى بود .
آنها جنازه را به نزد سليمان آوردند و او دستور داد كه به خيابانهاى بغداد
هامش
( 1 ) همان مأخذ .