( 1 ) وقتى بيش از پنجاه نفر شاهد نزد او جمع شدند ، منشى خود را احضار كرد و به وى دستور داد نام و نشانى و شغل و صفت اختصاصى آنها را بنويسد .
وقتى نوشتن منشى تمام شد و از آنجا بيرون رفت ، سندى به سوى عمرو برگشت و گفت : اى ابو حفص ، بلند شو و كفن را از صورت موسى بن جعفر دور كن .
عمرو كفن را از صورت امام عليه السّلام دور كرد . سپس سندى بن شاهك برگشت به سوى مردم و به آنها گفت : « به او نگاه كنيد . » مردم شروع كردند بيايند و به صورت او نگاه كنند . سپس سندى بن شاهك از آنها پرسيد : آيا گواهى مىدهيد كه اين موسى بن جعفر است ؟
آنها پاسخ دادند : بلى .
پس به پسرش دستور داد كه كفن را از صورت امام دور كند و او اين كار را كرد . سپس رو به مردم نمود و از آنها پرسيد : آيا در او هيچ چيز مكروهى ديديد ؟
آنها پاسخ دادند : نه .
آنگاه دستور داد گواهى گواهان نوشته شود و آنها رفتند . سپس فقها و برجستگان بغداد را آورد كه در ميان آنها ميثم بن عدى نيز بود . سندى آنها را گواه گرفت كه امام به مرگ طبيعى درگذشته است . « 1 »
هارون الرشيد نيز كارى شبيه به اين كرد تا نشان دهد كه مرتكب جنايتى نشده و مسئوليتى در اين باره ندارد .
( 2 )
پيكر امام كاظم ( ع ) بر روى پل رصافه
پيكر پاك امام موسى كاظم عليه السّلام ذرّيهء پيامبر ( ص ) در روى پل
هامش
( 1 ) حياة الامام موسى بن جعفر ، ج 2 ، ص 219 .