( 1 )
دستگيرى امام كاظم ( ع )
امام شخصيتى بزرگتر از هارون در جهان اسلام داشت زيرا مسلمانان او را دوست داشتند و به او احترام مىگذاشتند . هارون از امام ناراحت بود زيرا او از چنين دوستى و احترامى برخوردار نبود . راويان گفتهاند يكى از دلايلى كه موجب شد هارون امام را زندانى كند اين بود كه هارون با افراد شريف ، اشخاص برجسته ، وزرا و افراد در صف بالاى دوستانش براى زيارت قبر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رفت ، گفت : سلام بر تو اى پيامبر خدا ، سلام بر تو اى پسر عمو .
او به دنبال نشان دادن برترى خود بر ديگران به وسيلهء نسبت خون به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود زيرا او مقام خلافت را از اين طريق به عهده گرفته بود . امام موسى كاظم عليه السّلام كه در كنار هارون ايستاده بود ، خطاب به قبر پيامبر بزرگ گفت : سلام بر تو اى پيامبر خدا ، سلام بر تو اى پدر .
هارون الرشيد آشكارا روحيهء خود را از دست داد ، رنگ صورتش تغيير كرد و خشمناك شد و دليلش هم اين بود كه امام از او و ديگران به پيامبر نزديكتر بود .
بنابراين فرمانرواى مستبد هارون غضبناك شد و از امام پرسيد : چرا گفتى كه تو نزديكترى به پيامبر خدا ( ص ) از من ؟
امام دليل غير قابل تكذيبى براى او آورد ، گفت : اگر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله زنده مىشد و دختر تو را خواستگارى مىكرد ، آيا پاسخ مثبت به او مىدادى ؟
هارون پاسخ داد : حمد مخصوص خداست . من مىخواهم افتخار مقامم را بر عرب و غير عرب از طريق اين كار انجام دهم .