را سپاس مىگزارم . « 1 »
( 1 )
سرپيچى حاكم بصره
هارون به عيسى حاكم بصره دستور داد كه امام عليه السّلام را بكشد . به هر حال اين موضوع عيسى را ناراحت كرد و در صدد مشورت با منسوبين نزديكش برآمد . آنها او را از اين كار بازداشتند و از نتيجهء كار ترساندند . او نظر آنها را پذيرفت و در نامهاى به هارون نوشت :
« امر موسى بن جعفر و ماندنش تحت حفاظت من به طول انجاميده است و من با موقعيت او خوب آشنا شدم . من جاسوسانى در طول اين دوره براى او گذاشتم و در اين مدت چيزى از او نديدم جز اينكه دهانش را در عبادت باز مىكرد . من كسى را بر او گماشتم كه بشنود در دعايش چه مىگويد ، اما هرگز دعايى بر ضدّ تو يا بر ضدّ من نكرد . او هرگز با ما اظهار دشمنى نكرد . او هرگز دعا براى خودش نكرد مگر براى آمرزش و رحمت حق . يا كسى را بفرست كه من بتوانم او را به دستش بدهم ، يا وى را آزاد خواهم كرد . من از نگهدارى او در زحمتم . » « 2 »
اين نامه نشان مىدهد كه عيسى از كشتن امام مىترسيد و امام در بازداشت وى به مدت يك سال به سر برد . « 3 »
( 2 )
حبس امام در بغداد
هارون الرشيد به درخواست فرماندارش عيسى پاسخ گفت و دستور داد
هامش
( 1 ) حياة الامام موسى بن جعفر ، ج 2 ، ص 468 .
( 2 ) الفصول المهمّه .
( 3 ) حياة الامام موسى بن جعفر ، ج 2 ، ص 468 .