تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
دين و زنديق خواهند مرد ، صفوان گفته است ، در پيش خود گفتم ، اينها را مىشناسم كه در شكّ و ترديدند ، چگونه ممكن است بىدين و زنديق بميرند ، ديرى نگذشت ، كه شنيدم يكى از اينها در هنگام مرگش گفته است : او به پروردگارى كه او ( موسى بن جعفر عليه السّلام ) را ميرانده كافر است . اين گواهى است بر صدق فرمايش امام رضا عليه السّلام « 1 » . امام رضا عليه السّلام در مبارزه با واقفيها رنج فراوان تحمّل فرمود ، ياوه‌گوييها و اوهام پوچ آنها را مردود اعلام كرد و از انگيزه‌هاى شيطانى و هوسهاى نفسانى آنها ، پرده برداشت ، و آنها را در پيش همه رسوا كرد ، تا نفوس ضعيف و سست اعتقاد ، فريب نخورند ، و در دام آنها گرفتار نشوند .

سرگردانى برخى از واقفيان

از تفرقه‌گراييهاى شگرف اينها يكى اين است كه برخى از آنان پس از وفات امام موسى بن جعفر عليه السّلام احمد فرزند او را به امامت برداشتند ، ولى هنگامى كه در قيام ابن طباطبا بر ضدّ حكومت عبّاسى ، احمد به همراه ابى السّرايا خروج كرد ، اين كار را زشت شمردند ، و از او برگشتند ، و دوباره به طريقه وقف عود كردند ، و به امامت حضرت رضا عليه السّلام كه جانشينى پدرش را داشت ، معترف نشدند . محمّد بن احمد بن اسيد گفته است كه : هنگامى كه ابى الحسن ( موسى بن جعفر عليه السّلام ) به شهادت رسيد ، ابراهيم و اسماعيل فرزندان ابى الاسمال گفتند : ما نزد احمد فرزندش مىرويم ، مدّتى هم با او رفت و آمد داشتند ، هنگامى كه ابو السّرايا خروج كرد ، احمد بن ابى الحسن نيز او را همراهى كرد ، ما نزد ابراهيم و اسماعيل آمديم ، و به او گفتيم : اين مرد با ابى السّرايا خروج كرده است ، در باره او چه مىگوييد ؟ آنان اين كار او را زشت شمردند ، و برگشت خود را از او اعلام كردند و گفتند : ابى الحسن ( موسى بن جعفر عليه السّلام ) زنده است ، و ما همچنان معتقد به وقف هستيم ، محمّد بن احمد بن اسيد گفته است كه اسماعيل بر حالت شكّ زندگى را بدرود
هامش
( 1 ) - غيبت شيخ طوسى ص 50 .