وجود ندارد .
عمويم گفت : براى چه ؟ خدا تو را لعنت كند ؟
گفت : من همسر دختر احمد بن ابى بشر سرّاج هستم ، هنگامى كه مرگ او فرارسيد به من گفت : ده هزار دينار متعلّق به موسى بن جعفر عليه السّلام به امانت نزد من بوده است ، و پس از مرگ او ، از تسليم اين وجه به فرزندش خوددارى كردم و گواهى دادم كه او نمرده است ، شما را به خدا مرا از آتش برهانيد ، و اين پول را به امام رضا عليه السّلام برسانيد ، به خدا سوگند ما حتّى دينارى از اين وجه را از دارايى او اخراج و ردّ نكرديم ، و او را رها كردهايم كه وارد آتش جهنّم شود « 1 » .
شيوع شبه وقف و اهميّت آن
واقفيان گروهى از پاكدلان و سادهانديشان اصحاب امام عليه السّلام را فريفتند ، و شبهات و تشكيكاتى را نزد آنها عنوان كردند ، در نتيجه اينها به واقفيان گرويدند ، و باطل آنها را پذيرفتند ، و به اطاعت آنها درآمدند ، آنان عبارت بودند از : عبد الرّحمن حجّاج ، رفاعة بن موسى ، يونس بن يعقوب ، جميل بن درّاج ، حمّاد بن عيسى ، احمد بن محمّد بن ابى نصر ، حسن بن على وشّاء و امثال اينها ، كه همه از بزرگان اصحاب اهل بيت عليهم السّلام به شمار مىآمدند ، ليكن اينها بعدا از مذهب وقف برگشتند ، و به امامت امام رضا عليه السّلام اعتراف كردند ، امّا برخى از كسانى را كه با دادن مال فريب داده ، و به طريقه خود درآورده بودند ، دليل و حجّت براى آنها سودى نداشت ، و همچنان در گمراهى خود باقى ماندند ، و به همين حال مردند ، مانند حمزة بن بزيع كه امام رضا عليه السّلام از او به بدبخت و شقىّ تعبير فرموده است .
از ابراهيم بن يحيى بن ابى البلاد نقل شده كه گفته است :
امام رضا عليه السّلام فرمود : آن حمزة بن بزيع بدبخت چهكار كرد ؟
عرض كردم : او همان است كه از پيش بوده است .
امام فرمود : او گمان مىكند ، پدر من زنده است ، اينها امروز شكّ مىكنند ، و فردا بى
هامش
( 1 ) - غيبت شيخ طوسى ص 48 .