امام رضا عليه السّلام و خلفا
مدّتى از روزگار زندگانى امام رضا عليه السّلام همزمان با خلافت هارون الرّشيد بود ، و در اين زمان است كه مصيبت دردناك پدرش ، و ديگر مصيبتهاى اسفبار علويان اتّفاق افتاده است .
امام عليه السّلام پس از شهادت پدرش از آسيب اعمال وابستگان و سرسپردگان دربار خلافت ، و كسانى كه مىكوشيدند با برانگيختن و وادار كردن خليفه به سركوبى و ريشهكن كردن دشمنانش ، دوستى و همدلى خود را با خلفا ابراز كنند ، مصون نماند ، اينها براى اين كه به دستگاه خلافت تقرّب جويند ، و عطوفت آن را متوجّه خود سازند ، و موقعيّت خود را تحكيم بخشند ، و امتيازات عالى به دست آورند ، اين رويّه را دنبال مىكردند .
كوشش براى كشتن امام عليه السّلام
جعفر بن يحيى مىگويد : از عيسى بن جعفر شنيدم ، هنگامى كه هارون از رقّه رهسپار مكّه بود ، به او مىگفت : به ياد آور كه درباره خاندان ابى طالب سوگند خوردى ، كه اگر يكى از آنها پس از موسى ، مدّعى امامت شود ، پس از حبس گردن او را بزنى ، اينك على فرزندش مدّعى اين امر است ، و آنچه درباره پدرش گفته مىشد درباره او مىگويند .
هارون با خشم به من نگريست و گفت : چه فكر مىكنى ، مىخواهى همه آنان را