داده شود كه اين بىعدالتى را جبران كند ، و گرنه چنانچه بهره اين دو از ميراث ، برابر مقرّر مىشد اين قرار درباره مرد ظالمانه و مخالف با روح عدالتخواهى اسلام بود ، با توضيح اين مطلب ، دقّت و باريكبينى اسلام براى تأمين عدالت از نظر قانونگذارى و تشريع احكام كاملا آشكار و معلوم مىشود كه كسانى كه براى برقرارى برابرى زن و مرد در ارث ، تبليغ مىكنند تا چه اندازه انديشه آنها سطحى و بىپايه است و واقعا اينگونه تبليغات را كه بر هيچ اساس علمى متّكى نيست ، جز ژاژخايى چيز ديگر نمىتوان گفت .
آرى اسلام اگر مرد را در ارث برترى داده ، و سهم او را دو برابر زن مقرّر داشته است ، به زن نيز اين بخشش را كرده ، كه نفقه و هزينه او را بر دوش مرد نهاده و در برابر كامى كه از يكديگر مىگيرند پرداخت مهريّه را بر مرد واجب ساخته است ، بىآنكه تكليف در اين باره بر عهده زن قرار داده باشد ، با اين ترتيب چه ستم و اجحافى در اين قانون الاهى وجود دارد ؟
درباره اين كه ميزان مهريّه برابر سنّت پانصد درهم است در روايتى امام عليه السّلام مىفرمايد :
خداوند عزّ و جلّ بر خود واجب ساخته است كه هر مؤمنى صد بار الله اكبر و صدبار سبحان الله و صد بار الحمد لله و صد بار لا إله الا الله و صد بار صلوات بر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بگويد و بر زبان آورد : أللّهمّ زوّجنى من الحور العين خداوند حوريّهاى به او تزويج مىفرمايد از اين رو سنّت است كه مهريّه زنان پانصد درهم باشد ، و هر مؤمنى از برادر ايمانى خود زنى را با صداق پانصد درهم خواستگارى كند و او نپذيرد با او بدرفتارى و نامهربانى كرده ، و سزاوار است خداوند او را از همسرى حوريّه محروم فرمايد ، و اين توجيه زيبايى از ميزان مهر بر حسب سنّت است ، همان چيزى كه حلّ مشكل ازدواج براى نيازمندان بسته به آن است ، همان تنگدستانى كه چون نمىتوانند بار مهريّههاى سنگين را تحمّل كنند غالبا در زندگى عاطل و ناكام مىمانند و از اين حيث مورد ستم قرار مىگيرند ، اين حديث حدود مطلوب مهريّه را با ايمان كه مهمترين عنصر در وجود آدمى ، و رعايت آن در اينگونه مسائل ضرورى است ، پيوند داده است .
همچنين اين حديث عمل زشت كسى را كه از او زنى با صداق پانصد درهم خواستگارى مىشود و نمىپذيرد به عقوق تعبير كرده ، كه عبارت از حقير شمردن مؤمن
الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 251
مساهمون: محمدجواد فضل الله
ص٢٥١