ناشده باقى ماند .
با اين حال و با وجود تعديّات و فشارهاى سخت ، افكار انسانى از فوايد علمى كه ائمّه عليهم السّلام براى شاگردان و پيروان خود ، در زمينههاى مختلف معرفت و دانش بيان داشتهاند محروم نمانده است چنان كه يكى از شاگردان آنها براى اين كه بتواند برخى مسائل و مشكلات علمى خود را به عرض امام خويش كه زندانى خليفه است برساند ، حاضر مىشود كه هرچه زندانبانان از او بخواهند به آنها بدهد تا آن مسائل را نزد آن حضرت ببرند و جواب آنها را اخذ كنند و به او بازگردانند ، و اين بر اثر حرص شديد آنها به استفاده از وجود امام ، و شيفتگى آنها به كسب انوار علم و يقين ، و كوشش براى جلوگيرى از فروماندن در واديهاى شكوك و حيرت بوده است . و آنچه از امام موسى بن جعفر عليه السّلام زندانى هارون بيدادگر نقل شده گواه اين گفتار است .
برخى از مورّخان و تذكرهنويسان ، از حضرت رضا عليه السّلام به جز احاديث و اخبارى كه از آن حضرت نقل كردهاند و مربوط است به آنچه براى اصحاب خود بيان فرموده و يا در پاسخ كسانى كه براى فهم مسائل علوم و معارف به آن بزرگوار مراجعه كردهاند ايراد كرده است ، تأليفاتى را نيز ذكر كردهاند كه صحّت انتساب آنها نيازمند ادلّه كافى است و برخى از آنها فاقد آن است .
كتاب فقه رضوى
از جمله اين تأليفات كتاب « الفقه الرضوى » است ، اين كتاب ميان دانشمندان مورد بحث و جدال بسيار است برخى آن را معتبر شمردهاند و بر صحّت انتساب آن اعتماد كردهاند ، مانند مجلسى اوّل و دوّم ، و سيّد بحر العلوم ، و صاحب حدائق و شيخ نورى و جز آنها ، امّا جمهور محقّقين از علما ، بر اين كه اين كتاب تأليف امام رضا عليه السّلام باشد ، وثوق نكردهاند زيرا حصول چنين اطمينان و اعتمادى نيازمند دلايل مثبتهاى است كه از نظر آنان وجود ندارد ، و ادلّهاى را كه ديگران براى اثبات آن معتبر شمردهاند ، قابل قبول ندانستهاند و مورد ترديد آنهاست . علاوه بر اين عدم شيوع نسبت اين كتاب در زمان پيش از مجلسى اوّل و دوّم كه از متأخّرانند ، و عدم وجود هرگونه اطّلاعاتى درباره كتاب مذكور نزد پيشينيان بر مجلسيها از جمله اسبابى است كه عدم نسبت آن را به حضرت