تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
بؤسا لطوس فما كانت منازله * ممّا تخوّفه الأيّام بالبؤس « 1 » معرّس حيث لا تعريس ملتبس * يا طول ذلك من نأى و تعريس « 2 » إنّ المنايا أنالته مخالبها * و دونه عسكرجم الكراديس « 3 » أوفى عليه الرّدى في خيس أشبله * و الموت يلقى أبا الأشبال فى الخيس « 4 » مازال مقتبسا من نور والده * إلى النّبى ضياء غير مقبوس « 5 » فى منبت نهضت فيه فروعهم * بباسق فى بطاح الملك مقبوس « 6 » و الفرع لا يرتقى إلّا على ثقة * من القواعد و الدّنيا بتأسيس « 7 » لا يوم اولى بتخريق الجيوب و لا * لطم الخدود و لا جدع المعاطيس « 8 » من يوم طوس الّذى نادت بروعته * لنا النّعاة و أفواه القراطيس « 9 » حقّ بانّ الرّضا أودى الزّمان به * ما يطلب الموت إلّا كلّ منفوس « 10 » ذاللّحظتين و ذاليومين مفترش * رمسا كآخر فى يومين مرموس « 11 » بمطلع الشّمس وافته منيته * ما كان يوم الرّدى عنه بمحبوس « 12 »
هامش
( 1 ) - تيره‌روزى بر طوس باد هر چند منزلگاههايش از آن جمله نيست كه روزگار آنها را به تيره‌روزى و بدبختى ترسانيده باشد . ( 2 ) - طوس منزلگاهى است كه استراحتى در آن نيست و جاى اشكال و ابهام است ، و چقدر فاصله دارد دورى و غربت از استراحت و خوشى . ( 3 ) - مرگ چنگال خود را به او رسانيده ، و نزد آن سپاهى با دسته‌هاى فراوان و انبوه است . ( 4 ) - در بيشه شيران وى ، هلاكت به او دررسيد ، آرى مرگ شيران را در بيشه‌زار ديدار مىكند . ( 5 ) - او پيوسته از انوار پدرانش تا پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بهره مىگرفت ، همان نورى كه از ديگرى اخذ نشده است . ( 6 ) - در محلّى شاخه‌هاى آنها روييده و افراشته و قد كشيده كه سرزمين پادشاهى است و از آن پرتو گرفته مىشود . ( 7 ) - و شاخه‌ها افراشته و برآمده نمىشود مگر آن‌كه بر تنه و پايه‌هاى محكمى استوار باشد ، و دنيا بر اين اساس است . ( 8 ) - هيچ روزى به گريبان چاك كردن و لطمه به صورت زدن و به سختى بىتابى كردن ، سزاوارتر از روز طوس نيست . ( 9 ) - روزى كه پيام‌آوران مرگ و كاغذها به زبان خود از ترس و وحشت بر ما فرياد زدند . ( 10 ) - آرى چنين است ، زمانه امام رضا عليه السّلام را از ميان ما برد ، و مرگ جز گرانمايه و نفيس را طلب نمىكند . ( 11 ) - صاحب آن دو لحظه و آن دو روز در بستر گور آرميده ، همچون ديگر كسانى كه در دو روز به خاك رفته‌اند . ( 12 ) - هنگام دميدن آفتاب مرگ او فرارسيد ، آرى روز مرگ از او بازداشته نشده بود .