تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
ولى مأمون به او مهلت نداد ، و فرمان داد او را به زير لگد گرفتند كه شكمش كوفته و بينيش شكسته شد ، و كشان‌كشان او را به زندان بردند ، سپس مخفيانه او را كشت « 1 » .

بررسى كارهاى هرثمه

ما مدّعى نيستيم كه هرثمه به حكومت اخلاص داشته ، و با بدگويى و سعايت از فضل و برادرش ، درصدد رهايى آن از سقوط بوده است ، بلكه ممكن است بيم شديد سران و فرماندهان ، بر اثر بركنارى طاهر بن حسين و طرد او از مقامات مهمّ مملكتى ، و نصب حسن بن سهل به فرماندارى عراق به جاى او ، كه به نظر و صوابديد فضل انجام گرفت ، او را به اين كار وادار كرده باشد ، زيرا اين رويداد موقعيّت و سرنوشت همگى آنها را در معرض تزلزل و تهديد قرار داده بود ، به راستى اين خود نمونه روشنى از سياست خود خواهانه و برتريجويانه فضل است ، كه در قبال كسانى كه مظاهر قدرت نظامى و سياسى حكومت به شمار مىآمدند ، اعمال مىكرد ، تا او و برادرش يگانه محور قدرت و نيرومندترين مردان دستگاه خلافت باشند ، و در واقع هرثمه مىخواست با سعايت از فضل ، موقعيّتى را كه بر اثر خدمات مخلصانه‌اش به حكومت ، استحقاق آن را به دست آورده بود ، حفظ كند ، امّا فضل توانست پيش از آن‌كه هرثمه خود را به مأمون برساند ، او را برضدّ وى به‌شوراند ، و وقايعى كه ذكر شد پس از آن به وجود آيد .

جنبش فرماندهان براى كنار زدن فضل

شكست هرثمه در برابر فضل ، انگيزه مؤثّرى بود كه گروهى از فرماندهان ، كه سرنوشت هرثمه و طاهر بن حسين را در انتظار خود مىديدند ، به جنبش درآيند ، و دست به اقداماتى بزنند امّا هيچ كدام از آنان جرأت نداشت ، اوضاع خطرناك دولت را كه ناشى از سياستهاى فضل بود ، به آگاهى مأمون برساند .
هامش
( 1 ) - ابن خلدون ج 3 ص 245 .