تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
هارون هر زمان نسبت به فرزندش مأمون ميل و محبّت بيشترى اظهار مىكرد مادر امين با سخنان ظريف و كنايات لطيف ، كه ميان او و هارون ردّ و بدل مىشد ، اين احساس برترى و امتياز طبقاتى و اشرافى را ، به فرزندش امين منتقل مىكرد .

هارون دو فرزند خود را ارزيابى مىكند

هارون تفاوت دو فرزند خود را از نظر ذهنى و فكرى مىدانست ، ليكن از لحاظ رعايت خاطر مادر امين ، كه بانوى برتر او بود ، و نيز به ملاحظه مقام فرزند ، نمىتوانست آن را آشكارا اظهار كند ، نقل شده كه هارون گفته است ، من در عبد اللّه هشيارى و زيركى منصور ، و پارسايى مهدى ، و عزّت هادى را مىبينم ، و اگر بخواهم مىگويم كه نسبت او با چهارمى ( خودش ) چيست ، و من محمّد را بر او مقدّم مىدارم ، در حالى كه مىدانم او از هواى نفس خويش پيروى مىكند ، و اسراف‌كار است ، و در رأى او كنيزكان و زنان ، مشاركت دارند ، و اگر به خاطر امّ جعفر و تمايل بنى هاشم نبود ، عبد اللّه را بر او مقدّم مىداشتم .

تفاوت رفتار اين دو برادر

هنگامى كه زندگى اين دو برادر را ، مورد بررسى قرار مىدهيم ، و ويژگيها و صفات آنان را ، از نظر مىگذرانيم درمىيابيم ، كه ميان اين دو تفاوت بسيارى ، وجود داشته است . مأمون انسانى بود ، پركار ، نيرومند ، با تدبير از كارهاى غير جدّى و شوخى پرهيز داشت ، و اعمال خود را سنجيده انجام مىداد ، و در مقاصد خود ، خواه سياسى يا علمى ، آينده‌نگر و ژرف‌بين بود ، دانش و دانشمندان را دوست مىداشت تا آن جا كه او را عالم بنى عبّاس گفته‌اند . امّا امين در تمام رفتار خود ، باژگونه مأمون بود ، او بازى و سرگرمى را از هر چيز بيشتر دوست مىداشت و اين بر اثر تربيت بىقيد و بند ايّام كودكى او بود ، رويداد جالبى كه اكنون ذكر مىشود ، دليل اين معنا ، و گوياى نوع رفتارى است ، كه امين در لحظات آخر