حكومت كه براى هريك از آنها معيّن كرده بود ، عهد و ميثاق محكم و مؤكّد گرفت ، بدين هم بسنده نكرد ، بلكه در موسم حجّ به مكّه رفت ، و از آنها خواست كه هر كدام كتبا تعهّد بسپارد ، كه بر پيمان و ميثاق خود وفا كند و از آن نگذرد ، و سپس از تمام كسانى كه در آن موسم حجّ حضور داشتند خواست كه نوشتهها را گواهى كنند ، و پس از آن تعهّد نامههاى آنان را ، در خانه كعبه آويزان كرد ، تا كسانى كه در اين روز حضور نداشتهاند ، و پس از آن خواهند آمد ، بر اين نامهها گواه باشند .
هارون حكومت را تقسيم مىكند
هارون به اين حدّ نيز اكتفا نكرد ، بلكه قلمرو دولت خود را به سه بخش تقسيم كرد ، حكومت عراق ، شام تا مغرب را به امين ، و حكومت همدان و تمام خاور اسلامى را به مأمون ، و الجزيره و مرزها و توابع آن را به قاسم واگذار كرد ، ضمنا براى قاسم بيعت گرفت ، كه پس از مأمون وليعهد باشد ، ولى ابقا و خلع او را به عهده مأمون گذاشت « 1 » .
هارون با اين كارها تصوّر مىكرد ، كه شبح اختلاف از ميان رفته ، و مصونيّت حكومت تأمين شده است زيرا او به هريك از آنها بخشى از قدرت را كه مانع تعدّى طرف ديگر مىشد ، بخشيده بود امّا همه اين طرحريزيها نتوانست عوامل بدگمانى و سرگشتگى را از ژرفاى وجود هارون بزدايد چنان كه دستگيرى فرستاده فرزندش امين ، ناشى از همين حالت بود .
بيم مردم از اين تقسيم
مردم همگى از كارى كه هارون كرده بود ، پيشبينى شرّ و فتنه مىكردند ، برخى مىگفتند هارون ، ميان فرزندان خود ، جنگ و نزاع انداخت . . . و از عاقبت كار همان گونه كه واقع شد بيمناك بودند « 2 » ، دستهاى از خردمندان آن روز مىگفتند هارون شرّشان را
هامش
( 1 ) - ابن اثير ج 5 ص 112 .
( 2 ) - همان ج 5 ص 113 .