تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
برخى منابع عربى نوشته‌اند كه وى ناگزير شد به أطراف شام برود وحتى در اين انديشه افتادند كه أو را به خيبر وديگر سرزمين‌هاى حجاز ببرند . « 1 » چنانكه برخى ديگر را نظر بر اين است كه داوود پاى پياده گريخت تا اينكه از گردنهء كوه سينا بالا رفت وبسيار گرسنه شد تا اينكه كسى با اندكى نان وروغن به نزد أو آمد وأو از آن خورد . از سوى ديگر ابشالوم به شهر پدرش درآمد وبه خانهء أو رفت وكنيزكان پدرش را گرفت وبا آنان همخواب شد وگفت : خداوند مرا پادشاه بني إسرائيل گردانده است ودوازده هزار كس با أو در طلب داوود رهسپار شدند تا أو را بكشند ، اما داوود گريخت تا اينكه از رود أردن گذشت . « 2 » چنانكه ملاحظه مىشود روايات دربارهء معلوم داشتن مكاني كه داوود ( ع ) به آنجا گريخت متفرق وپريشان است . در روايتي آمده كه به محانيم در كنارهء أردن گريخت . در روايتي ديگر آمده كه به خيبر در شمال غربى جزيرة العرب رفت ، در روايت سوّم مذكور است كه از گردنهء طور سينا بالا رفت ، اما همين روايت أخير به زودى تغيير جهت مىدهد وأو را به جانب شرق بر مىگرداند ومىگويد كه از أردن گذشت ، بديهي است كه پريشانى واختلاف اين روايات از ارزش تاريخي آنها مىكاهد ودر مظانّ شك وترديد قرار مىدهد ، اگر چه در نگاه ونظر ما بنياد اين داستان بر شك است . در هر صورت بنابر روايت تورات ، أبشالوم توانست كه بر أورشليم چيره شود وتخت پدر را غصب كند ، تا آنجا كه حتى به مشورت « آجنتوفل » در پيش چشمان مردم از ريختن آبروى پدر نيز پروا نكرد : « براي أبشالوم خيمه‌اى بر پشت بأم افراشتند وأبشالوم پيش روى تمامى بني إسرائيل بر كنيزكان پدر درآمد » « 3 » آنگاه بود كه بني إسرائيل دوباره رو به سوى داوود نهاده ودگر بار كم‌كم به أو پيوستند وچه بسا اين امر در اثر غرور واشتباهات بسيار ابشالوم وگوش سپردن به سخنان نزديكان كم خروش بود ونيز از آثار بدى بود كه اين گونه كارهايش بر دل وجان مردم مىگذارد . سبب اين امر هر چه كه بوده باشد ، ابشالوم تمام تلاش خود را به كار برد تا از بازگشت دوبارهء پدرش به أورشليم جلوگيرى كند . وى پيش از آنكه سررشته كار از دست بيرون رود ، يارانش را جمع كرد وآنان را به شرق أردن و « جلعاد » فرستاد كه پدرش در آنجا بود ، چنانكه
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن خلدون : 2 / 111 . ( 2 ) . تاريخ يعقوبي ، 1 / 53 . ( 3 ) . صموئيل دوم ، 16 : 22 ؛ تاريخ يعقوبي ، 1 / 53 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 62 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو