پسنديدهترين روزه به نزد خداوند - عزّ وجلّ - روزهء داوود ( ع ) بود . يك نيمهء شب را مىخوابيد ويك سوم از آن را به عبادت مىپرداخت ويك ششم ديگر را نيز مىخوابيد . ويك روز روزه مىگرفت ويك روز افطار مىكرد وچون با دشمن هماورد مىشد ، از ميدان نمىگريخت » . همچنين أو توبهكار بود ودر تمامى كارها روى به سوى خداوند مىآورد . « 1 »
گذشته از تمامى موارد پيش گفته آن قصّهء مذكور در تورات ونيز ديگر داستانهايى كه بر پايهء آن دربارهء رابطهء داوود ( ع ) با همسر « أوريا » برساختهاند ، حتى دربارهء فرد عادى پايبند به اخلاق نيز نمىتواند صادق باشد تا چه رسد به پيامبرى بزرگوار وفرستادهاى گرانقدر ! از اين حيث برخى از مفسران به لغزشى بس بزرگ درافتادهاند كه آن دو مدعى مذكور در داستان داوود در سورهء ( ص ) را به روايتي نزديك به تورات تفسير كردهاند ، حال آنكه عبارات مذكور در قرآن كريم به هيچ وجه با آنچه در تورات آمده نزديك نيست « 2 » وآن داستان وآيات به اين عبارت پايان مىپذيرد :
« وَإِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَحُسْنَ مَآبٍ
. بىگمان أو در نزد ما مقرّب است ونيكسرانجامى دارد » [ ص ، 40 ] . وروشن است كه امكان ندارد زناكاران قاتل پيشه ، تقرب وسرانجامى نيكو داشته باشند . اينجاست كه مىبينيم سدى از سرور ما ، امام علي بن أبي طالب ( ع ) روايت مىكند كه گفت : « اگر از كسى بشنوم كه بگويد داوود ( ع ) به حرام به آن زن نزديك شد ، أو را يكصد وشصت تازيانه خواهم زد » . چرا كه حدّ قذف كنندهء مردم هشتاد ضربه وحدّ قذف كنندهء پيامبران يكصد وشصت تازيانه است . در روايت نسفى آمده است كه امام علي ( ع ) گفت : « هر كس كه بنابر روايت قصّهگويان دربارهء داوود ( ع ) سخن بگويد به أو يكصد وشصت تازيانه خواهم زد » كه حدّ افترا به پيامبران است . چنانكه ابن عربى مىگويد : « اگر كسى بگويد كه پيامبرى مرتكب زنا شده است ، در حقيقت كفر ورزيده است » . « 3 »
همان طور جمهور مفسران به اتفاق چنين روايت دروغى را انكار كردهاند تا آنجا كه حتى يكى از آنان به طور اطلاق نگفته است كه پيامبر معصوم به حرام به آن زن نزديك شده باشد . « 4 »
هامش
( 1 ) . تفسير ابن كثير ، 4 / 45 - 46 ؛ تفسير نسفى ، 4 / 36 .
( 2 ) . تفسير مقاتل ، 3 / 1266 - 1268 .
( 3 ) . تفسير قرطبى ، 5625 - 5626 ؛ على عبد الواحد وافى ، الأسفار المقدسة في الأديان السابقة للإسلام ، ص 43 - 44 .
( 4 ) . تفسير ابن كثير ، 4 / 47 - 50 ؛ تفسير البحر المحيط ، 7 / 393 ؛ تفسير قاسمى ، 14 / 5089 - 5090 ؛ تفسير