تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
هيبت أو بر چشم وگوش ودل مردم افتاد ، ودر ميان بني إسرائيل جايگاهى بلند يافت ، تا آنجا كه شرار حقد وكينهء طالوت را برافروخت ودر راه قتل أو كوشيد ، حال آنكه بسيار به أو وقهرمانان پردلى همچون أو نياز داشت وبه وعدهء خويش به دوستى فرزندش « ناتان » وبرگزيدنش به دامادى پادشاه وفا نكرد . در هر صورت ، دير زماني نگذشت كه طالوت وسه فرزندش در جنگ « جبل جلبوغ حوالي سال 1000 ق . م » « 1 » كشته شدند . وداوود ( ع ) پادشاه بني إسرائيل شد . اما اينكه فرمانروايى داود ( ع ) در چه زماني بوده است ، مورخان در اين باره اختلاف نظر دارند ، برخى را نظر بر آن است كه از سال 1010 تا 955 ق . م بوده وبرخى نيز معتقدند كه از
هامش
- نمىبردم كسى از عرب مرا به آن بيم دهد . امام گفت : چگونه با تو به پيكار برخيزم كه تو سواره ومن پياده هستم ؟ از أسب خويش به زير آمد وآن را بست وشمشيرش را همچو زبانهء آتش آخت ، آنگاه خشمگين به سوى امام على يورش آورد وآن حضرت با سپر خويش به پيش تاخت وعمرو ضربه‌اى بر آن زد وآن را از هم شكافت وشمشير در آن گير كرد وامام علي ( ع ) بر عاتق أو زد وعمرو نقش زمين شد وشرمگاه عمرو پيدا شد وسرور ومولاي ما ، رسول خدا ( ص ) صداى تكبير را شنيد ودانست كه على عمرو را كشته است ، علي ( ع ) با چهره‌اى گشاده به سوى رسول خدا ( ص ) آمد وآن حضرت أو را در آغوش گرفت وبراي أو دعا كرد ، آنگاه عمر بن خطاب به على گفت : آيا زره‌اش را از أو نستاندى ، چرا كه هيچ عربى همچو زرهى ندارد ، امام على گفت : وقتي أو را زدم ، أو عورت خويش را آشكار ساخت ، پسر عمو ، شرمم آمد كه آن را از أو بستانم . از روايت ديگرى چنين برمىآيد كه على بر دو ساق عمرو ضربه‌اى زد وهر دوى آنها را بريد وعمرو نقش زمين شد وعلى ريشش را گرفت وسرش را بريد وسرش را پيش آورد وبه پيش پاى آن حضرت انداخت وأبو بكر وعمر برخاستند وبر سر على بوسه زدند . همچنين روايت شده است كه پيامبر أكرم ( ص ) دربارهء كشته شدن عمرو به دست على فرمود : « لضربة علّى يوم الخندق أفضل من عمل الثقلين / ضربهء شمشيرى به روز خندق ( جنگ احزاب ) فرود آمد كه ( در مقام سنجش با ) عملكرد جنّ وانس باز سنگينتر است » . روايت شده است كه حذيفة بن يمان گفته است : « اگر فضيلت على با كشتن عمرو در روز خندق در ميان تمامى مسلمانان تقسيم مىشد ، همه را فرا مىگرفت » . وابن عباس در تفسير اين آية كه مىفرمايد :« وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ »گفته است كه در حقّ علي بن أبي طالب نازل شده است . ( تفسير قرطبى ، ص 5210 - 5244 ؛ ابن كثير ، السيرة النبوية ، 2 / 202 - 207 ؛ ابن هشام ، سيرة النبىّ ، ص 224 - 226 ؛ تاريخ طبري ، 2 / 573 - 574 ؛ واقدى ، المغازي ، 2 / 470 - 472 ؛ بلاذرى ، أنساب الأشراف ، 1 / 345 ؛ ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، 2 / 49 ؛ سهيلى ، الروض الأنف ، 6 / 316 - 320 ؛ عماد الدين خليل ، دراسة في السيرة ، ص 212 - 213 ؛ ندوى ، السيرة النبوية ، ص 287 و 288 ) . ( 1 ) . صموئيل أول ، 28 : 3 - 25 ، 31 : 7 - 12 ؛ جيمس فريزر ، پيشين ، ص 43 - 51 ؛ محمد بيومى مهران ، إسرائيل ، 2 / 687 - 689 ؛M . Noth op . cit p . 177 - 178 H . R . Hall p . 359.
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 22 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو