تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
آن گذشته سبب ديگرى كه سليمان را بر آن داشت كه راه دريايى را برگزيند آن بود كه مىخواست « حيرام » ، پادشاه صور نيز در اين كار با أو مشاركت داشته باشد تا مگر بتواند از مهارت فينيقيان در دريانوردى نيز در اين كار بهره بگيرد ؛ چه بسا اين كار با پاى فشارى شخصي حيرام انجام گرفته باشد ، سبب اين امر هر آنچه كه بوده باشد ، ناحيهء جنوب غربى جزيرة العرب همان منبعى بود كه سليمان ( ع ) از آنجا طلا به دست آورده است . طلا مهم‌ترين كالايى بود كه از « أوفير » به دست مىآمد واز آن گذشته در ميان ديگر كالاهاى آن ديار چوب صندل وسنگهاى گران بها از اهميّت بيشترى برخوردار بودند كه همهء اينها كالاهاى شناخته شدهء عربى هستند ، از آن گذشته تورات [ مردمان ] أوفير را از فرزندان يقطان ( قحطان در جنوب سرزمين‌هاى عربى ) شمرده وجايگاهى ميان سبأ وحويله به آن مىدهد وهمين أوفيرين يقطان ( قوم أوفير قحطان ) مردمانى بودند كه در سرزمين « أوفير » مىزيستند وبديهي است كه امكان وجود دو أوفير ( يكى در جزيرة العرب وديگرى در جايى ديگر ) كه برخى پنداشته‌اند ، صفر است . « 1 » امّا دربارهء نقره وعاج وبوزينگان وطاووسان بايد گفت كه نقره در شهرهاى عرب هميشه گران بوده واز اين روى برخى پژوهشگران معتقدند كه نقره بنابر برخى نصوص همواره به شهرهاى عربى وارد مىشده است « 2 » وحتّى امكان اينكه نقره به أوفير وارد مىشده وجود دارد ، وداستان عاج نيز چنين است كه يا - بنابر رأى راجح - از آفريقاى نزديك وارد مىشد ويا از هند دور ، امّا دربارهء بوزينه بايد گفت آن نيز از كالاهاى وارداتى به « أوفير » بود ، مگر آنكه مراد از آن چنانكه مونتگمرى مىگويد « 3 » « نسانيس » باشد ، كه همواره در بلندىهاى يمن وحضرموت يافت مىشده است كه در آن صورت كالايى عربى به شمار مىآيد . همچنين « بوىهاى خوش » كه « گلاذر » آن را به جاى بوزينه مىگذارد ، كالايى عربى است كه مردمان شرق وغرب براي به دست آوردن آن از همديگر پيشى مىگرفتند ويكى از منابع ثروت ودارايى عرب‌هاى ساكن در جنوب بود . آنگاه بالآخرة موضوع طاووسان باقي مىماند كه آن نيز در أصل از كالاهاى هندى است وقطعا أوفير آن را از هند وارد مىكرد واگر گفتهء « نيبور » درست باشد كه مراد از آن برده بوده ، آنگاه نيز كالايى وارداتى بود با اين تفاوت كه از آفريقا وارد مىشد . « 4 » همچنين بايد اين مطلب را نيز بيفزايم كه دلايلى در دست است كه
هامش
( 1 ) . السيد يعقوب بكر ، پيشين ، ص 150 - 154 . ( 2 ) .T . A . Rickard , Man and Metals , i , N . y , 2391 , p . 672. ( 3 ) .j . Montgomery , op - cit , p . 93. ( 4 ) . السيد يعقوب بكر ، پيشين ، ص 154 - 155 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 154 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو