زرخيز بودن مناطق غرب در ميان كتابهاى باستانى يوناني ورومى امرى شناخته شده است . حتى چنين متونى به اين حقيقت تصريح دارد كه مناطقى در آنجا بود كه از آن زر ناب به دست مىآمده كه براي به دست آوردن أصل طلا وپالودن آن از ديگر موادّ نياز به گداختن آن در آتش نبود ، از اين روى به آن «
Apyron
» مىگفتند ، در نتيجة برخى از دانشوران جديد به اين نظريه گرايش يافتهاند كه عبرانيان واژهء أوفير را از همين « أپيرون /
Apyron
» گرفتهاند . در « مهد الذّهب / گهوارهء طلا » واقع در شمال مدينهء منوّره نيز برخى افزارهاى لازم براي استخراج زر وپالودن آن از ديگر مواد ، از قبيل آسياب ، افزارهاى پاك كردن وكوبهها وچراغهايى به دست آمده است وافزون بر آن آثار ديگرى از آن قوم از قبيل كاوش براي دستيابى بر رگههايى كه زر از آنها تشكيل شده بر جاى مانده است كه اينها خود نشانهاى است كه روزگارى پيش از اسلام اين جاها معدن زر بودهاند كه چه بسا همان معادنى باشند كه زر از آنجا براي سليمان فرستاده مىشد . « 1 »
بدين ترتيب طبيعي بود كه سليمان زر را از عربستان - نه از سرزمينى دور مانند هند وآفريقا - در خواست مىكرد ، همچنين طبيعي بود كه آن را از مناطق جنوب غربى عربستان مىطلبيده چرا كه از هر مكان ديگرى به أو نزديكتر بود . به ويژه مناطقى از قبيل « بيشة » و « خنكان » واقع در منطقهاى ميان « قنفذة » و « عرسي حلج » كه افزون بر اينها منطقهء « وادى تثليث » نيز در نزديكى « حمضه » وبه فاصلهء 183 ميلى نجران نيز از آنها دورتر امّا به نسبت ساير مناطق عربى وغير عربى به قدس نزديكتر بود « 2 » وچه بسا بنا بر بيشترين گمان اين رخداد پس از اسلام آوردن ملكهء سبأ بوده باشد .
براي دست يأبى به زر موجود در عربستان دو راه فرا روى سليمان ( ع ) گشوده بود ، نخست آنكه با گذر از صحرا واز طريق خشكى به آنجا مىرسيد وديگر اينكه از راه دريايى وبا پيمودن طول ساحل درياى احمر اين مسير طىّ مىشد ، كه أو نيز در نهايت به رغم آنكه مردمش همواره أهل كشاورزى وچوپانى بودند ودريا را نيازموده بودند ، أو راه دريايى را برگزيد ، چرا كه سفر از راه خشكى بسى دشوار بود ، وهزينهء بيشترى از سفر دريايى مىبرد . از
هامش
( 1 ) . جواد على ، 1 / 193 ؛ نيز :R . H . Sanger , The , Arabian peninsula . Cornell , 7591 . p . 02 , 32.
( 2 ) .B . Moritz op - cit , p . 011 , K . S . Twitchell , Sudi Arabia Withan Account of its Natural Recources , Princeton , 3791 , p . 77.