بدينگونه آشكار مىشود كه قرآن كتابى است كه شك و شبهه را به هيچرو بدان راهى نيست ، كتابى است كه هم از اقوام و رويدادهاى پيشين براى ما گزارشها مىدهد و هم چونان آيينهاى روشن ، زندگى دينى ، اقتصادى ، اجتماعى و عقلى در عصر جاهلى را پيش چشم ما مىنهد . « 1 » مثلا گروهى از بتهاى آنان را ياد مىكند ، از جدال آنان با پيامبر سخن مىگويد ، گوشههايى از اقتصاد و سياست آنان را باز مىنمايد ، پارهاى از باورها و رفتارهاى جاهلى آنان را باز مىگويد ، و در اينجاست كه برخى از آنها را مىپذيرد ، و برخى را تعديل مىكند - يعنى با دستكارىها و دگرگونىهايى مىپذيرد - مانند حج ، ازدواج ، طلاق ، مهر ، خلع و ايلاء ، تا دگرگونىهايى در آنها پديد آورد ، و برخى را يكسره رد مىكند و نمىپذيرد ، مانند پيشگويى و . . . كه در جاهليت رواج داشته است . « 2 » و اينها همه چيزهايى است كه تاريخنگاران را به كار مىآيد و مىتوانند با بررسى آنها بسيارى از باورها ، پندارها و سنّتهاى مردم جاهلى را شناسايى كنند .
گفتن ندارد كه براى بهرهگيرى درست از قرآن كريم ، ناگزير بايد از دو سرچشمهء اساسى ديگر يعنى حديث رسول خدا ( ص ) و تفسير قرآن ، يارى جست [ و گرنه بسيارى از نكتههاى قرآنى از چشم ما پوشيده خواهد ماند ، از اينرو ، بررسى كوتاهى دربارهء اين دو سرچشمه نيز بجا مىنمايد ] .
هامش
ايرانيان پس از شكستى كه از آنها خورده بودند ( روم ، 1 - 2 ) ؛ پيروزى مسلمانان در جنگ بدر ( انفال ، 7 ) ؛ گسترش جهان اسلام ( نور ، 55 ) ؛ ناتوانى همهء قدرتها از نابودسازى اسلام ( انفال ، 36 ) ؛ دودستگى مسيحيان تا قيامت ( مائده ، 14 ) ؛ پراكندگى بنىاسرائيل ( آل عمران ، 113 ) ؛ برترى هميشگى مسيحيان بر يهوديان ( آل عمران ، 55 ) و . . . بنگريد به : باقلانى ، اعجاز القرآن ، 77 - 79 ؛ تفسير قرطبى ، 1 / 73 - 78 ؛ الكشاف زمخشرى ، 3 / 252 ، 4 / 440 - 445 ؛ زرقانى ، مناهل العرفان ، 2 / 273 ؛ تفسير بيضاوى ، 2 / 215 - 216 ، 439 ؛ تفسير جلالين ، 215 - 216 ؛ طبرسى ، مجمع البيان ، 3 / 94 - 96 ، 4 / 166 - 169 ، 6 / 54 - 55 ؛ تفسير فخر رازى ، 25 / 95 - 98 ؛ روح المعانى ، 6 / 95 - 97 ، 21 / 16 - 22 ؛ تفسير طبرى ، 6 / 445 ، 7 / 116 - 118 ، 10 / 135 - 140 ، 13 / 398 - 407 ، 529 - 534 ؛ سيد قطب ، فى ظلال القرآن ، 21 / 2753 - 2759 ؛ سيوطى ، الدر المنثور ، 5 / 105 - 153 ؛ تفسير نسفى ، 3 / 266 - 267 ؛ تفسير ابى السعود ، 4 / 179 - 180 ؛ تفسير العلى القدير ، 3 / 304 - 306 ؛ تفسير المنار ، 4 / 47 - 58 ؛ دراز ، مدخل الى القرآن الكريم ، 177 - 181 ؛ القصص القرآنى ، 49 - 50 ؛ صابونى ، التيان فى علوم القرآن ، 121 - 127 .
( 1 ) . احمد ابراهيم شريف ، مكة و المدينة فى الجاهلية و عصر الرسول ( ص ) ، و - ط .
( 2 ) . احمد امين ، فجر الاسلام ، 227 .