تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
مىخواست خانهء خدا را لگدكوب ستم و سياه‌دلى خويش سازد ، و خدا خانهء خويش را [ چه شيرين ] پاس داشت و دشمنان را [ چه خوب گوش ماليد و ] به كام ناكامى و نابودى كشاند ! چنان كه ابرهه - به گفتهء كم و بيش همهء گزارشگران - با رنجى بسيار و كوششى جان‌فرسا با كاروانى از نفرين و ناسزا كه عرب‌ها از سراسر شبه جزيرهء عربستان بدرقهء راهش كردند ، به صنعا گريخت و هنوز به آنجا نرسيده به كام نيستى درافتاد و مايهء عبرتى شد براى هر ستمگر زورمدارى كه انديشه‌هايى چنين پليد و پلشت براى تجاوز به خانهء خدا و اهلش در دل مىپرورانند . از پىآمدهاى اين رويداد ، يكى اين بود كه پايگاه دينى و ادبى عبد المطلب چنان بلندى گرفت كه قريشيان از آن پس او را « ابراهيم دوم » مىگفتند . و ديگر افزونى شكوه و شأن قريشيان در ميان ديگر قبيله‌هاى عرب بود ، چنان كه از آن پس دربارهء آنان مىگفتند : « قريشيان ، خاندان خدايند كه خدا به جاى آنان جنگيد و آسيب دشمنان را از سر آنان بازداشت » . « 1 » گفتنى است كه اين پيروزى بزرگى كه خداوند ، در برابر ابرهه ، به عرب‌ها ارزانى داشت پيك و هشدارى نيز بود بر اين كه پيامبرى بزرگ و بشكوه در راه راست [ و بايد چشم به راه او داشت ] . افزون بر اينكه آشكارا نشانگر شكوه و والايى كعبه و پشتيبانى خداوند از آن در برابر ستمگران نيز بود . چنان كه اين را نيز نشان داد كه خداوند دعاى ابراهيم ( ع ) را كه گفت : « پروردگارا ! اينجا را جاى امن و آسايش ساز » « 2 » ، پذيرفته است . بدين‌گونه ، به گفتهء براون ، حملهء ابرهه ، عصر نوينى را در تاريخ زندگى قومى عرب‌ها بازگشود . « 3 » چنان كه آن را آغاز تقويم و سنجش تاريخ نهادند و از آن پس رويدادها را بر پايهء « عام الفيل » تاريخ‌گذارى كردند . « 4 » ناكامى و شكست شگفت ابرهه ، اين پىآمد نيكو را نيز به دنبال داشت كه از آن پس هرگز حبشيان به اين انديشه نيفتادند تا به مكه لشكر كشند و با
هامش
( 1 ) . ابن هشام ، 1 / 57 ؛ ازرقى ، 1 / 148 ؛ تفسير قرطبى ، 20 / 195 - 196 ، 200 . ( 2 ) .« رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً »( سورهء بقره ، آيهء 126 ) ؛ نيز بنگريد به : تفسير فخر رازى ، 32 / 97 ؛ تفسير آلوسى ، 30 / 233 ؛ تفسير قرطبى ، 2 / 502 - 505 ؛ تفسير ابن كثير ، 1 / 247 - 253 ؛ تفسير طبرى ، 3 / 44 - 56 ؛ تفسير زمخشرى ، 1 / 186 ؛ تفسير المنار ، 1 / 383 - 386 . ( 3 ) . حسن ابراهيم ، تاريخ الاسلام السياسى ، 1 / 76 . ( 4 ) . ازرقى ، 1 / 148 ؛ هيكل ، حياة محمد ، 102 .