بدين گونه سيل عرم دگرگونىهاى سياسى و اقتصادى آشكارى را در شبه جزيرهء عربستان ، به ويژه در بخشها و تبارهاى شمالى و شمال غربى ، از پى آورد . بلكه زمينهء پاگيرى و پيدايى دو دولت منذريان و غسّانيان شد . دو دولتى كه چون ديوارى مىنمود ميان سرزمينهاى عرب از يك سو ، و دو امپراتورى ايران و روم از سوى ديگر .
اين نيز گفتنى است كه دستهاى از مورخان ، بر اين پايه و پشتوانه كه در ميان نامهاى رايج در سوريه و سرزمينهاى نزديك آن در سدهء هفتم ، نمونهاى از نامهاى مرسوم عربهاى جنوبى ديده نمىشود ، اصل كوچ و هجرت عربهاى جنوبى به اين سرزمينها ( مرزهاى سوريه ) را به ديدهء ترديد نگريستهاند . « 1 » با اينكه نشانههاى آشكارى درستى اين هجرتها را گواهى مىكند . براى نمونه :
يكم : اينكه سرسبزى [ و فراخى و ارزانى ] سرزمين مآرب ، همه وابسته به سدّ آن بوده است ، و ويرانى سد زمينه شد تا آن همه آبادى و سرسبزى از ميان برود ، و اينها نيز زمينه شد تا مردم آنجا ناگزير زندگى سادهء بدوى و بيابانى فروغلتند و [ براى رهايى از آنچه پيش آمده ] به جست و جوى زيستگاههاى تازهاى برخيزند . چيزى كه ويژهء سرزمين مآرب نبوده و گويا حضرموت نيز بدان دچار شده بوده است . زيرا در بيابانهاى حضرموت ابزارهاى آبيارى و آبرسانى رها شده و بىكار ماندهاى مىبينيم كه نشانگر آبادانى و آبادىهايى هستند كه [ از پى پيشآمدهايى ] از ميان رفتهاند .
دوم : اينكه در ميان فرمانروايان موآبى شرق اردن ، فرمانروايى را مىشناسيم با نام « شرحبيل » و اين ، از نامهاى عربهاى جنوبى است . نيز برخى از اميران شرق اردن را كه تبارشان به قبيلهء يمنى « كنده » مىرسد ، در سدهء پنجم مىشناسيم كه « شرحبيل » و « معدى كرب » نام داشتهاند . « 2 »
سوم : همنامى پارهاى از قبيلههاى عرب شمالى و جنوبى ، مانند قبيلهء « كنده » ، كه گروهى از آنها در نجد و گروه ديگر در حضرموت مىزيستند ، نيز قبيلهء « ازد » كه بخش بزرگى از آنان در سراة در كنارهء شمالى يمن ، و بخش ديگرى از آنان در عمان مىزيستند - اوس و خزرجىها نيز مىدانيم كه ازدى بودهاند - و نيز مانند قبيلهء « اياد » كه اندكى از آنان در درّهء بيشه - كه از
هامش
( 1 ) . رژى بلاشر ، تاريخ الادت العربى ، العصر الجاهلى ، ترجمهء دكتر ابراهيم گيلانى ، 29 ؛ نيز :J . Halvey , " Rapport sur une Mission Arachaeologique dans Le Yemen", JA ,19 ،Paris، 1872 .
( 2 ) . رژى بلاشر ، همان ، 30 ؛ نيز :Caussin de perceval , Essai sur l'Histoire des Arabes , 2 , pp .250 - 53 .