سستى و ناتوانى حكومتها و ديگر دگرگون شدن راههاى بازرگانى . سستى و ناتوانى حكومت در يمن كمكم بدانجا كشيد كه رشتهء كار از دست حكومت بيرون رفت و به دست سران و خانان قبيلهها افتاد و اين خود درگيرىها و ناامنىهايى از پى داشت . در اين گيرودار ، چنان كه از سنگنوشتههايى از سدهء چهارم ميلادى به اين سو برمىآيد ، دست و دخالتهاى خارجى از سوى حبشيان و سپس ايرانيان با دشوارىهاى داخلى همراه شد و سختى كار را دوچندان كرد ، و اينها همه زمينه شد تا به ويژه در سدهء ششم ميلادى ، از اين سو و آن سو آشوب و فتنهها به پا شود و شورشها رو نمايد ، و ناامنى و درگيرى چنان بالا گيرد كه حكومت از انجام دادن كارهايى كه بايد بدانها برخيزد ، - و يكى از آنها نگهدارى و به هنگام نياز ، اصلاح و بازسازى اماكنى چون سدّ است - باز ماند و پىآمد آن اين باشد كه سد به خود وانهاده شود و كسى به ترميم و بازسازى شكستهاى پديد آمده در آن برنخيزد ، تا آنگاه كه يكسره فرو شكند و انبوه آبهاى آن چون سيلى بنيانكن سرازير شود و آن همه آبادى و آبادانى را كه زندگى اقتصادى مردم بر مدار آن مىچرخيد به كام نابودى كشد . « 1 »
از سوى ديگر ، در آن روزگاران و در آن گيرودارها رشتهء كار راههاى بازرگانى نيز از دست يمنىها بيرون رفته بود و آنان بر آن راهها چندان دستى نداشتند و ديگر يمن تنها راه بازرگانى براى بردن كالاهاى تجارتى به سرزمينهاى شمالى نبود ، تا آنجا كه مىتوان گفت پس از چيرگى روميان بر درياى سرخ و به ويژه پس از پيدايى قريشيان و دو سفر بازرگانى آنان در زمستان و تابستان در هر سال ( رحلة الشتاء و الصيف ) ، نقش يمن در بازرگانى آن روزگاران ، نه نقشى برجسته و دست اول ، كه نقشى ثانوى بود .
بارى ، بدين سان ، عوامل سياسى و اقتصادى با يكديگر پيوند يافت و كشاورزى و بازرگانى يمنىها را چنان به سستى و سراشيبى كساد افكند كه بسيارى از قبيلههاى عرب را ناگزير به هجرت به سرزمينهاى عربى شمالى و مركزى كرد . « 2 »
هامش
( 1 ) . جواد على ، 1 / 246 ؛ نيز :Corpus Inscriptionum Semiticarum ,1911 ،part 4 , Vol . 2 , pp .384 ، 540 - 41 .
( 2 ) .A . Musil , op - cit , pp .309 - 313 .