يارى برخى از قبيلههاى تواناى يمن توانست به زودى آتش شورش را فرو نشاند و شورشيان را درهم كوبد . « 1 »
سپس در آن آمده است : « ديرى نكشيد كه ابرهه را ، كه در كليساى مآرب نيايش مىكرد ، از شكست سد آگاه كردند . او نيز بىدرنگ براى بازسازى سد از حميرىها و سربازان حبشى خود يارى خواست . گرچه ، ناگزير شد آن اندازه مهلتشان دهد كه از خستگىهاى جنگ درآيند ، همچنين ناگزير شد ترس و خشم مردى را كه به اين كارهاى سخت عادت نداشتند ، به گونهاى از ميان ببرد ، نيز ناگزير شد با برخى از خانان سبأ ، كه هنوز فرمانروايى او را نپذيرفته بودند ، پيمان سازش ببندد ، سپس به گرد كردن كارگران از ميان قبيلهها پرداخت . نيز فراهم نمودن چيزهايى كه هنگام كار بازسازى بدانها نياز خواهد بود . پس از همهء اينها بود كه كار بازسازى سد و افزودن كانالها و آبگيرهاى تازه بدان آغاز شد و پس از يازده ماه كار پىگير ، در ماه « ذومعان » سال 658 حميرى ( 543 ميلادى ) پايان پذيرفت . سد بازسازى شده 45 ذراع درازا ، 14 ذراع پهنا و 35 ذراع بلندا داشت ، و به گفتهء ابرهه 50806 كيسهء آرد ، 26000 بار خرماى سبز ، 3000 شتر و گاو و 207000 گوسفند هزينه برد . « 2 »
موفقيت ابرهه در آخرين بازسازى سدّ مآرب ، مايهء عزت و سربلندى او شد ، و به شادمانى آن جشنى بزرگ بر پا كرد . در اين جشن بود كه چندين گروه نمايندگى از كشورهاى بزرگ و قبيلههاى توانا براى شادباش گفتن به ابرهه به مآرب آمدند . ابرهه در سنگنوشتهء ياد شده برخى از اين گروههاى نمايندگان را ياد كرده است . چون نمايندگان « زمخير زبيمان » ، پادشاه حبشه ، نمايندگان « يوستى نيان » ( ژوستى نيان ) ( 527 - 566 ميلادى ) ، پادشاه روم ، نمايندگان پادشاه ايران ، نمايندگان حارث بن جبّلهء غسانى ( 528 - 569 ميلادى ) و نمايندگان منذر بن امرؤالقيس ( 508 - 554 ميلادى ) فرمانرواى حيره . « 3 »
در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه كدام يك از اين شكستها و ويرانىهاى سدّ مآرب است كه قرآن كريم از آن ياد كرده است ؟ پرسشى دشوار كه به آسانى نمىتوان بدان پاسخى داد . زيرا از يك سو ، سدّ مآرب چندين بار دچار ويرانى و شكستگى شده است و از ديگر سو ،
هامش
( 1 ) . فؤاد حسنين ، همان ، 303 ؛ نيز :H . Von Wissmann and M . Hofner , op - cit , p .121 .
( 2 ) . جواد على ، 3 / 483 - 486 ؛ احمد فخرى ، همان ، 187 ؛ جرجى زيدان ، همان ، 162 - 163 .
( 3 ) . جواد على ، 3 / 489 - 491 ؛ احمد فخرى ، همان ، 187 ؛ نيز :E . Glaser , op - cit , pp .408 - 421 ؛F . Praetoriuse , op - cit , p .650 .