تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
مردم ، دهانه و آبراه دست راستى را « مربط الدم » مىگويند . اين آبراه ، زمين‌هاى دست راستى سد را آب‌رسانى و آبيارى مىكرد كه هنوز مانده‌هاى بسيارى از آبادىهاى آنها در سوى راست درّهء « ذنه » ديده مىشود و شايد اين نام‌گذارى ، خود بتواند گوياى اين باشد كه ويرانى سد در همين ناحيه كه نزديك مدخل ضيقه است روى داده و چنين مىنمايد كه يكى از دو سوى اين دهانه صخره كوه بوده است و سوى ديگر آن ساخته شده از سنگ . نيز به گونه‌اى بوده كه با فرو بردن الوار و كنده‌هاى چوبى ، راه را بر آب مىبسته‌اند و با بالا كشيدن آنها ، آبى را كه مىخواسته‌اند ، به كانال‌ها روانه مىكرده‌اند . « 1 » دهانهء خروجى چپ ، در آغاز دو چشمه داشته است . اما بعدها گويا ديده‌اند كه به هر دو چشمه نيازى نيست ، از اين رو ، يكى از آنها را كور كرده‌اند . اين دهانه با كانالى از سنگ ساخته كه بيش از يك كيلومتر درازا داشته است به آبگير از سنگ ساختهء بزرگى مىرسيده كه خود با چندين كانال سنگى ديگر ، كه دهانهء برخى از آنها به سه متر مىرسيده است ، آب را به اين سو و آن سو مىبرده است . دهانه‌هاى خروجى اين آبگير نيز مانند دو دهانهء خروجى خود سد با فرو بردن و بيرون كشيدن كنده‌هاى چوبى ، باز و بسته مىشده است . « 2 » نيز چنين مىنمايد كه ناحيهء جنوبى را با ديوار سنگى ساخته شده بر صخرهء كوه ، سد كرده بودند و در بلندىهاى ديوار چهار دهانه نهاده بودند تا آب‌هاى اضافى از آنها بيرون ريزند و سطح آب پشت سد از آنچه بايد بيشتر نگردد و مشكلى پيش نيايد . بررسى آثار بازمانده در كناره‌هاى دور دهانهء سد ، نشان مىدهد كه براى ساختن سد سنگ‌هايى به كار برده‌اند كه آنها را از كوه مىبريده‌اند ، و چنان با مهارت و ظرافت تراش مىداده و هموار مىكرده‌اند كه چون روى هم استوار مىشده‌اند ، يك تكّه مىنموده‌اند . نيز ديده شده كه پاره‌اى از تكه‌سنگ‌ها را با تكه‌هاى استوانه‌اى شكلى از سرب و مس ( بلوك و ستونك سربى و مسى ) به هم پيوسته‌اند تا ديوارهء سد استوارتر گردد و در برابر فشار آب و زلزله پايدارتر بماند . نيز مادّه و ملاطى كه با آن ، هم تكه‌سنگ‌ها را به هم مىچسباندند و هم پيشانىهاى سد را با آن مىپوشاندند ، گونه‌اى گچ بسيار ممتاز بوده كه پس از سفت شدن ، مانند يكى از سخت‌ترين گونه‌هاى سيمان مىشده است . « 3 »
هامش
( 1 ) . همان ، 183 . ( 2 ) . همان ، 184 . ( 3 ) . جواد على ، 7 / 211 ؛ نزيه مؤيد العظم ، 2 / 92 ؛ نيز :A . Grohmann , op - cit , p .152