تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨

2 . گزارش‌هاى عربى داستان

مفسران و مورخان ، سبا را از آبادترين و پربارترين سرزمين‌هاى يمن شمرده‌اند و آن را به باغ و بيشه‌هاى فراوان ، مرغزارهاى گسترده ، درختان انبوه رديف شده ، گل و گياهان گوناگون ، آب بسيار و جوشان و ساختمان‌هايى استوار ستوده‌اند . اما اين سرزمين حاصل‌خيز و آباد ، سيل‌خيز و سيل‌گير نيز بود و از اين رو ، چه بسا زمين‌هاى حاصل‌خير آن زير سيل پوشيده مىشده است ، تا اينكه در روزگار شهبانوشان « بلقيس » مردم بر سر آب ، كارشان به پيكار و كشتار كشيد . بلقيس از اين رخداد به خشم آمد و در كاخ خويش گوشه گرفت ، انبوه مردم نزد او آمدند و خواستند تا بازگردد و كار ملك و ملّت را دوباره به دست گيرد . اما او از اين رو كه آنان مردمى نافرمان و كج‌انديش‌اند ، نخست از درخواست آنان سر باز زد و سرانجام از پى پافشارى آنان خواسته‌شان را پذيرفت را پذيرفت و دوباره رشتهء كارها را به دست گرفت و اينجا بود كه فرمان داد با سنگ و زفت ( قير ) ميان دو كوه ، سدى ساختند و بر ديوارهء آن دريچه‌هايى نهادند و پيشاروى آن آب‌گيرى با دوازده آبراه - به شمار نهرهاشان - ساختند كه از آنها آب به يك اندازه براى هر گروه بيرون مىآمد . و او بر سر كار بود تا آنگاه كه داستان او با سليمان پيش آمد . اين گزارش كه سدّ مآرب به فرمان بلقيس ساخته شد « 1 » ، همهء مورخان نپذيرفته‌اند ، برخى گفته‌اند : اين خود سبا بود « 2 » بود كه به ساختن سدّ فرمان داد ، گرچه خود نتوانست آن را به پايان
هامش
( 1 ) . در اين باره بنگريد به مقالهء مؤلف « العرب و علاقاتهم الدولية فى العصور القديمة » ، مجلة كلية اللغة العربية و العلوم الاجتماعية ، ش 6 ، س 1976 ، نيز بلاد العرب . ( 2 ) . گزارش‌هاى عربى اين « سبا » را عبد شمس پسر يشجب پسر يعرب پسر قحطان دانسته‌اند و گفته‌اند از اين رو كه نخستين عربى است كه كسانى را به اسيرى گرفت ، اين نام را بر او نهاده‌اند . ( اين واژه از ريشهء سبى به معنى اسيرى است ) . برخى او را مسلمان پنداشته‌اند و گفته‌اند : در سروده‌اى از خود ، آمدن پيامبر ( ص ) را مژده داده بوده است ، نيز گفته‌اند كه او 484 سال فرمانروايى كرد و سپس پسرش حمير بر جاى او نشست و همو بود كه شهر سبا و سدّ مآرب را در يمن و عين شمس را در مصر ساخت و پسرش بابليون را بر آنجا گماشت . ( تاريخ طبرى ، 1 / 211 ؛ ابوالفدا ، 1 / 100 ؛ ابن اثير ، 1 / 230 ؛ مروج الذهب ، 2 / 45 - 48 ؛ بلاذرى ، انساب الاشراف ، 4 ؛ كتاب التيجان ، 48 - 50 ؛ ابن كثير ، 2 / 158 - 159 ؛ تاج العروس ، 10 / 169 ؛ ابن خلدون ، 2 / 47 ؛ منتخبات ، 47 ؛ المحبر ، 364 ؛ الاخبار الطوال ، 10 ؛ المعارف ، 46 ، 271 ؛ بلوغ الارب ، 1 / 207 ؛ الاشتقاق ، 1 / 155 ، 2 / 261 - 263 ؛ يعقوبى ، 1 / 195 ؛ روح المعانى ، 22 / 124 ) . اما اين كه سبا را عبد شمس پسر يشجب پسر . . . دانسته بودند ، بايد گفت اين نام در كتيبه‌اى مسين از مجموعهء «P . Lamare» ديده شده است ، اما اين كه گفته‌اند