تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
اين رو ، جا داشته است كه پروردگار را بر آن همه رزق و روزى و آسايش و آسودگى و فراخى و گشادگى ، كه بىرنج و زحمتى روزيشان كرده بود ، سپاس گزارند و شكر ورزند . اما آنان نه تنها سپاس نگزاردند كه كفر ورزيدند و روى گرداندند ، و خدا نيز به كيفر ، تندآبى ويرانگر ( سيل عرم « 1 » ) فرستاد و آن دو بيشهء پربارشان را در گل و لاى فرو پوشانيد و آن دو را با دو باغ از ميوه‌هاى ناگوار و درخت گز و اندكى درخت كنار جايگزين كرد ، و بدين‌گونه دارايى آن مردم از دستشان رفت و شهرهاشان ويرانه شد ، چنان كه ناگزير شدند براى زنده ماندن ، شهر و سرزمين خويش را واگذارند و به ديگر سرزمين‌ها كوچ كنند ، و چنان اين سو و آن سو پراكنده گشتند كه نماد و ضرب‌المثلى شدند براى پريشانى و پراكندگى . و عرب‌ها هرگاه مىخواستند كسانى را يا چيزهايى را پراكنده و از هم گسيخته بخوانند ، به سبائيان مثل مىزدند و مىگفتند : « تفرقوا ايدى سبا » . آرى چيزى جز چنين كيفرى درخور ناسپاسى آنان نبود ، و اين - به خدا سوگند - سرنوشت همهء كسانى است كه از خدا و بنده‌نوازىهاى او رو مىگردانند و بخشش‌ها و داد و دهش‌هاى او را ناسپاسى مىكنند ، و راستى كه راست گفت خدا آنجا كه گفت : « اگر شكر و سپاس ورزيد ( روزى ) شما را مىافزايم و اگر كفران و ناسپاسى كنيد همانا كه كيفر من سخت و سنگين است . « 2 »
هامش
( 1 ) . « عرم » با فتحه يا كسرهء « ر » جمع « عرمه » است - البته كسانى آن را جمع بىمفرد نيز پنداشته‌اند - به معنى سدّ و سيل‌بند و يا صفت سيل‌بند آنان است و نه نام آن ؛ و يا نام دره‌اى است كه سيل از آن مىآمده و سدّ در آن ساخته شده بوده . و يا به معنى سخت و صعب است كه عرب‌ها ، مرد را چون سخت‌گير و كژخلق باشد مىگويند : عرم الرجل . و يا به معنى باران تند است يا سيل ويرانگر . و يا نام موش كورهايى ( خلد ) است كه سدّ را سوراخ كردند و زمينه را براى بيرون ريختن آب‌هاى آن فراهم نمودند . و يا به معنى آب سرخى است كه خداوند بر آن سدّ فروفرستاد و آن را ويران كرد . و يا به معنى هر چيزى است كه ميان دو چيز فاصله شود و يا به معنى آب‌هايى است كه ميان دو كوه و در پشت سيل‌بندى كه دريچه‌هايى دارد ، انبوه مىشود . همان كه مصريان آن را « جسر » مىنامند و هرگاه خواستند دريچه‌ها را مىگشايند و كشت‌هاى خود را آب مىدهند و سپس دريچه‌ها را مىبندند . اينهاست آنچه دربارهء معنى « عرم » گفته‌اند ، و گويا از همه درست‌تر معنى سد و سيل‌بندى است كه در دره‌ها ساخته مىشود . زيرا در زبان يمنى كهن نيز واژهء « عرمن » - كه بسيار به « عرم » مىماند - معنى سد و سيل‌بند داشته است و نام سدى ويژه يعنى سد مآرب نبوده است . ( بنگريد به : تفسير طبرى ، 22 / 78 - 80 ؛ تفسير آلوسى ، 22 / 126 ؛ تفسير بيضاوى ، 2 / 258 - 259 ؛ تفسير قرطبى ، 14 / 285 - 286 ؛ تفسير جلالين ( در حاشيهء تفسير بيضاوى ) ، 23 / 258 - 259 ؛ تفسير فخر رازى ، 25 / 251 ؛ ابن خلدون ، 2 / 50 ؛ ابن هشام ، 1 / 9 ؛ مروج الذهب ، 2 / 163 - 164 ؛ الاكليل ، 8 / 43 ؛ ياقوت ، 4 / 110 ؛ وفاء الوفاء باخبار دار المصطفى ، 1 / 117 ؛ جواد على ، 7 / 201 ؛ دميرى ، 1 / 445 . ( 2 ) .« وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ »( سورهء ابراهيم ، آيهء 7 ) .