جزيره مىزيستهاند . افزون بر اين ، ثموديان مملكت و دولت - به معنى سياسى و تمدنى آن - نداشتهاند و همواره در يك جاى ويژهاى ساكن نبودهاند ، مگر اينكه سخن برخى از مورخان را ، كه نبطيان و لحيانيان را از تبار ثموديان دانستهاند ، بپذيريم و بر پايهء آن ، ممالك اينان را از اينرو كه تبارى ثمودى داشتهاند - هر چند اينك نامى ديگر دارند - مملكت ثمودى بشماريم . « 1 »
2 . ثموديان در نوشتههاى كهن
بىگمان ، تاريخ ثموديان از تاريخ عاديان بسى روشنتر و شناخته شدهتر است و از سدهء هشتم پيش از ميلاد ، نوشتههاى آشورى دربارهء آنان چيزهايى پيش روى ما نهاده است . براى نمونه « سارگون » دوم پادشاه آشورى ( 722 - 705 ق . م . ) هنگام ياد كرد قبيلههايى كه با آنان جنگيده يا بيرونشان رانده ، از ثموديان با نام « تامودى » ( تمودى )
Tamudi ) Thamudi (
ياد كرده است . « 2 » و از كوچاندن و تاراندن آنان به سامره سخن گفته است . « 3 » اين پادشاه آشورى در گزارش رويدادهاى سال هفتم پادشاهى خويش چنين گفته : « من به فرمان وحى راستين از خداى آشور ، بر قبيلههاى تامود ، مرسيمانوا ، خيابا « 4 » ، عربهايى كه در دوردست صحرا مىزيستند ، آنان كه فرمانروايى سالاران و سروران را گردن نمىنهادند و آنان كه باج و خراج نمىپرداختند ، تاختم . اسيرشان كردم و به سامره كوچشان دادم . « 5 » و داستان اين كوچاندنها از روزگارى آغاز مىشود كه پادشاه آشور توانست در برخورد با اسرائيليان به پيروزى چشمگيرى برسد و در اواخر سال 722 پيش از ميلاد بر پاىتخت آنان ، سامره ، دست يابد و مردم آنجا را - و چه بسا تنها بزرگان و سرمايهداران آنجا را - به اين سو و آن سوى كشور آشور بفرستد - چيزى كه در تاريخ يهود به « سبى آشورى » نامبردار است - و بىدرنگ مردمان ديگرى را از شهرهايى كه بر آنها دست يافته بود ، از جمله برخى ثموديان را ، به آنجا
هامش
( 1 ) . عبدالرحمان انصارى ، همان ، 89 .
( 2 ) .A . L . Oppenheim , in ANET . p .286 ؛Rawlinson , Cuneiform Inscriptions , I , PI ,36 ؛A . G . Lie , The Inscriptions of Sargon II , part I , The Annals ,1929 ،p. 5 .
( 3 ) .A . Musil , Northern Hegas , p .289 ؛A . Musil , In the Arabian Desert , p .479 .
( 4 ) . دربارهء اين قبيلهها بنگريد به : الويس موسيل ، شمال الحجاز ، 89 - 90 .
( 5 ) .A . L . Oppenheim , in ANET , p .286 .